تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
تكليف اختيار است
وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ
و هميشه باشند اختلاف كنندگان در حق و باطل چون يهود و نصارى و مجوس به جهت عدم تدبر در دلائل واضحه .
إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ
مگر آنكه رحم كرد پروردگار تو او را بلطف و توفيق بواسطه تدبر او در دلايل هاديه مراد اهل ايمانند كه اختلاف در ميان ايشان نيست و گويند مراد اختلاف مردمانست در روزى بعضى توانگرانند و بعضى درويش مگر آنكه خدا وى را قناعت دهد
وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ
و از براى تمكين و اختيار كه اختلاف از آن ناشى شده آفريده است ايشان را تا ثواب دهند اختيار كنندهء حق را و مقاقب كند اختيار كننده باطل را و يا معنى آنست كه از براى رحمت خود كه احسان و فضل است ايشان را آفريده است
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
و تمام شد سخن پروردگار تو يعنى وعيد او
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
هر آينه پر سازم دوزخ را از ديوان و آدميان همه ايشان يعنى از عاصيان ايشان .
وَ كُلًّا نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنْباءِ الرُّسُلِ ما نُثَبِّتُ بِهِ فُؤادَكَ
و هر خبرى و قصه كه ميخوانيم بر تو از خبرهاى پيغمبرانست و آن خبرها آن چيزيست كه ثابت ميگردانيم دل تو را به آن تا دل تو بيارامد و يقين تو بيفزايد و بر اداى رسالت ثبات نمائى و از ايذاى كفار شكيبائى ورزى
وَ جاءَكَ فِي هذِهِ الْحَقُّ
و آمده به تو در اين سوره آنچه درست و راست است در معالم گفته كه تخصيص اين به حق براى تشريف است و اگر نه حق در همه سورهء قرآن هست و گفته‌اند كه هذه اشاره است باخبار مذكورهء در اينسوره يعنى اين خبرها درست و راست است
وَ مَوْعِظَةٌ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ
و پنديست و ياد بودى مر گرويدگان را .
وَ قُلْ
و بگو اى محمد بر وجه تهديد
لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ
مر آنانرا كه ايمان نمىآرند كه عمل كنيد بر حالتى كه بر آن متمكنيد و قدرت داريد
إِنَّا عامِلُونَ
بدرستيكه ما نيز عمل كنندگانيم بر همه حالى كه داريم .
وَ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ
و چشم داريد بما انقلاب زمان و گردش روزگار را بدرستى كه ما نيز منتظريم نزول عذاب را بر شما .
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و مر خداى راست علم جميع غايب است از آسمانها و زمينها و هيچ چيز از او مخفى نيست
وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ
و بسوى او نه غير او بازگردد همه كارهاى بندگان و همه را فراخور خود جزا و سزا دهد
فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ