و سفهاء و اختلاف احوال آدمى و مكر زنان و ذكر توحيد و فقه و ذكر علم تعبير خواب و آداب سياست و تدبير معيشت و لهذا در اين سوره بساط انبساط گسترده قصهء يوسف بر وجه تفصيل بعبارت دلپذير سمت ذكر خواهد يافت بتوفيق اللّه و حسن اعانته القصه حق تعالى ميفرمايد كه بر تو ميخوانيم نيكوترين قصها را
بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ
بوحى كردن ما بسوى تو اين سوره را كه خوانده مىشود
وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
و بدرستيكه تو بودى پيش از اين از ناآگاهان يعنى از دانستن اين قصه غافل بودى و اين حكايت به گوش تو نرسيده و اين غفلت مذموم نيست و در تفسير نسفى مذكور است كه نزول اين سوره جهت تسليهء حضرت رسالتست صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از استماع واقعهء هايله كه بر امام حسن و امام حسين عليه السّلام جارى شده و صورت اينچنين بود كه روزى سيد كاينات صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نشسته بود و حسن و حسين را بر كنار خود نشانده و گاه لب بر لب حسن مينهاد و گاه رو بر روى حسين ميماليد ناگاه بفرمان إله جبرئيل امين در رسيد و خطاب رب العالمين رسانيد كه يا رسول اللّه أ تحبهما آيا حسن و حسين را دوست ميدارى فرمود نعم اولادنا اكبادنا چگونه دوست ندارم كه دو پارهء جگر منند و دو روشنائى بصر جبرئيل فرمود اى سيد كدام را دوستتر ميدارى فرمود اى برادر هر دو در يك صدفند و بدر يك آسمان شرف هر دو گوهر يك درجند و اختر يك برج هر دو جگر گوشهء رسولند و توشهء دل بتول هر دو شبل اسد اللّهاند و سبط رسول اللّه يا جبرئيل هر دو را بغايت دوست ميدارم جبرئيل گفت اى سيد ملك جليل ميگويد كه اى حبيب من آگاه باش كه يكى را از اين دو فرزند ارجمند تو بزهر قهر از پا درآرند و ديگرى را بتيغ بيدريغ سر بردارند حضرت چون از جبرئيل قصهء زهر حسن و قهر حسين بشنيد بگريه افتاده فرمود من يفعل بهما با جگرگوشگان من اين بيرحمى كه كند جبرئيل گفت جمعى باشند از امت تو كه با وجود دعوى ايمان و اميد شفاعت تو ايشانرا بزارى بكشند حضرت فرمود امت من بچه جرم حسن مرا شربت زهر چشانند و بچه گناه حسين مرا بخنجر آبدار سر از تن جدا كنند گفت بيجنايتى كه از ايشان صادر شده باشد اين خيانت روا دارند و بدون خطا از جور و جفا چيزى فرو نگذارند سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از جفاى امت بسيار گريان شد و سوزان گشت جبرئيل از براى خورسندى دل آنحضرت پيغام رسانيد كه نحن نقصّ عليك احسن القصص و فرمود از معاملهء عاصيان امت عجب مدار و از واقعهء برادران يوسف برانديش اگر اينها بيخبرانند آنها از نسل پيغمبران بودند و اگر اينها امتانند آنها برادرانند وجه احسنيت اين سوره همين