تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نداشتند از ايشان آن خدايانى كه از فرط غوايت و جهالت ميخواندند و ميپرستيدند بجز از خداى يعنى الههء باطلهء ايشان باز نداشتند از ايشان
مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ
هيچ چيز وقتى كه آمد فرمان پروردگار تو به عذاب ايشان
وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ
و نيفزودند ايشانرا جز هلاك گردانيدن و زيان تمام رسانيدن .
وَ كَذلِكَ
و مانند اين گرفتن است
أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ
گرفتن پروردگار تو چون بگيرد اهل آن دهها را و حال آنكه اهل آن دهها ظالم باشند بر خود بارتكاب شرك و كفر
إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ
بدرستيكه گرفتن خداى دردناك و سخت است و از آن گرفتن كس را روى خلاصى و روى رهائى نيست .
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ
بدرستى كه در اين كه ياد كرديم از نزول عذاب بر امتان گذشته هر آينه عبرتيست مر كسى را كه بترسد از عذاب آنسراى يعنى كه تأمل كند در آن تا عالم شود به آنكه آنچه بامتان گذشته رسيد نمونهء آنچيزيست كه حق تعالى براى مجرمان مهيا ساخته در آخرت تا از آن منزجر شوند و در عمل صالح كوشند
ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ
روز قيامت روزيست كه جمع كرده شده از براى آن مردمان يعنى همهء خلائق را در وى جمع كنند
وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ
و آن روز روزيست كه حاضر گردانيده شده در وى اهل آسمان و زمين .
وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ
و بازپس نميداريم آن روز را مگر براى گذشتن بمدتى شمرده شده و مقرر و معين يعنى تا آن مدت كه حكمت ما مقتضى آنست منتهى نشود قيامت قائم نگردد .
يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ
روزى كه بيايد جزا يا آن روز سخن نگويد هيچكس كه او را نفع رساند از جواب يا شفاعت مگر بدستورى خداى و اين در موقفى خاص باشد و موقفى ديگر باشد كه در او اجازت سخن گفتن نباشد لقوله هذا يوم لا ينطقون و لا يؤذن لهم فيعتدرون
فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ
پس بعضى از اهل موقف بدبخت باشد كه بمقتضاى وعيد در دوزخ جاى او بود و ايشان اهل كفر و طغيان باشند و بعضى نيكبخت كه بموجب وعده بهشت مأواى او بود و آنها مؤمنان باشند و اهل تقوى و صلاح در خبر است كه روز قيامت چون خلايق را در سعيد سياست بدارند از قبل رب العزت ندا رسد كه همهء انبياء و صديقان و شهيدان حاضر آيند فرشتگان صفها كشيده باشند ندا آيد كه كيست كه مرا پرستيده چنان كه حق پرستيدن منست هيچكس را زهرهء آن نباشد كه جواب دهد ديگر باره
تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 346 | الملا فتح الله الكاشاني / ميرزا ابوالحسن شعرانى / شعرانى