تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
بصفت حلم و رشد مشهور بود يعنى چون تو حليم و رشيدى نزد مردمان پس اين نوع سخنان از تو غريب و بعيد است .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً
گفت اى گروه من خبر دهيد مرا كه اگر باشم بر بصيرتى و حجتى از نزد پروردگار خود و روزى داده باشد مرا از نزد خود روزى نيكو يعنى نبوت و رسالت و يا مال حلال بىخيانت چه مرويست كه شعيب عليه السّلام صاحب مال و منال بود و يا مراد دولت كمال و تكميل ارزانى داشته باشد و سعادت روحانى و جسمانى عطا فرموده روا باشد كه من در وحى او خيانت كنم و در امر و نهى او مخالفت و رزم
وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ
و نميخواهم كه مخالفت كنم با شما و بيايم بسوى آن چيزى كه شما را از آن نهى ميكنم يعنى شما را از چيزى نهى نميكنم تا خود مرتكب آن شوم بلكه از هر چه شما را باز ميدارم خود نيز از آن بازميايستم
إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ
نميخواهم مگر بصلاح آوردن كار مادام كه توانم كه اصلاح كنم يعنى غرض من نيست مگر اصلاح شما بامر معروف و نهى از منكر اگر صلاح در شما مىيافتم نهى شما نمىكردم
وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ
و نيست توفيق من در اصلاح امور يا رسيدن بسر منزل صواب و صلاح مگر بهدايت و معونت خداى به روى توكل ميكنم كه قادر است بر همه چيز و غير او عاجزند و بسوى او بازميگردم در هر چه نيت ميكنم پس از آزار و ايذاى شما نمىانديشم .
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ
و اى گروه من بايد كه شما را بدان ندارد دشمنى و ستيزه كارى من با شما به جهت صلاح شما آنكه برسد شما را مانند آنچه رسيد گروه هود را از باد صرصر يا گروه صالح را از رجفة و نيستند گروه لوط از شما دور يعنى نزديكند در زمان و مكان شما اگر از امم گذشته عبرت نميگيريد از ايشان عبرت گيريد .
وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
و طلب آمرزش كنيد از پروردگار خود بايمان پس رجوع كنيد بعبادت او از پرستش غير او بازگرديد
إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ
بدرستيكه پروردگار من بخشنده است بر مستغفران و دوستار تائبان و و داد خدا با بنده افاضهء لطف و احسانست بايشان همچنانكه كسى مودت داشته باشد به او اعطاء و احسان مىكند .
قالُوا
گفتند قوم او وقتى كه از او استماع اين وعظ و تحريف كردند
يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ
اى شعيب ما فهم نميكنيم بسيارى از آنچه ميگوئى از وجوب