تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
أَلا إِنَّ عاداً كَفَرُوا رَبَّهُمْ
بدانيد كه قبيلهء عاد نگرويدند بپروردگار خود
أَلا بُعْداً لِعادٍ قَوْمِ هُودٍ
بدانيد كه دوريست مر عاديان را يعنى از رحمت دورند گروه هود .
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً
و فرستاديم بسوى قبيلهء ثمود برادر ايشان در نسب كه صالح بود
قالَ
گفت صالح
يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ
اى گروه من بپرستيد خدايرا و بوحدانيت او بگرويد نيست شما را معبودى بجز از وى
هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ
او آفريد شما را از زمين يعنى آدم را كه پدر شما است و مواد شما را كه نطفها است از زمين خلق فرمود و پيدا كرد
وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها
و زندگانى داد و بقا بخشيد شما را عمر دراز داد مرويست كه عمر هر يك از قوم ثمود از سيصد تا هزار بوده يا شما را قدرت داد بر عمارت زمين تا منازل خوب ساختيد و انهار كنديد و اشجار نشانديد
فَاسْتَغْفِرُوهُ
پس آمرزش خواهيد از او يعنى ايمان آريد تا شما را بيامرزد
ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
پس رجوع كنيد به او بپرستش از عبادت غير او
إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ
بدرستيكه آفريدگار من نزديكست باميدواران برحمت اجابت كننده داعيان بفضل و منت .
قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا
قوم گفتند كه اى صالح بدرستيكه تو بودى در ميان ما اميد داشته شده يعنى به تو اميدها داشتيم كه در باب خير و صلاح و رسيدن منافع ما از قبل تو
قَبْلَ هذا
پيش از اينكه دعوى پيغمبرى كنى يعنى چون نشانهء رشد در جبين حال تو ميديديم اميد داشتيم كه تو را پادشاه خود گردانيم يا به تو اميد داشتيم كه بدين ما درآيى حالا بدين سخن كه ميگوئى اميد ما از تو بريده شد بر سبيل انكار گفتند كه
أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا
آيا ما را نهى ميكنى از آنكه ميپرستيم آن را كه بودند پدران ما كه ميپرستيدند
وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ
و بتحقيق كه ما در شكيم از آنچه ميخوانى تو ما را بسوى آن از توحيد و ترك پرستش اصنام شكى در تهمت افكننده يعنى گمانى كه نفس را مضطرب ميسازد و دل را آرام نميدهد و عقل را پريشان و شوريده ميگرداند بيقين كه پدران ما هرگز بر ضلالت و جهالت نبوده‌اند پس اين سخن تو موجب تردد نفس است و تزلزل آن و مستدعى انتقام آرامش و يقين ما است .
قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي
گفت صالح اى گروه من خبر دهيد مرا كه اگر باشم بر حجتى روشن از پروردگار خود