بعد از ملاقات بآنحضرت منشاء اين از او پرسيد فرمود كه نشنيدهء كه حق تعالى در قصه هود ميفرمايد كه
وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ
و در قصه نوح و يمددكم باموال و بنين القصه چون قوم اين نصيحت را از هود بشنيدند .
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
گفتند اى هود نياوردى بما حجتى كه دلالت كند بر صحت دعوى تو - هود با آنكه معجزات بديشان نموده بود اما ايشان به جهت بسيارى عناد آن را به حساب نميگرفتند و انكار مينمودند همچنانكه پيغمبر ما را ميگفتند كه
« لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ » *
. . .
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ
و ما نيستيم ترك كنندگان عبادت خدايان خود از گفتار تو همين كه گوئى خداى را پرستيد و ترك الهه خود گيريد
وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
و ما نيستيم ترا گروندگان به آنچه ميگوئى .
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
نميگوئيم مادر شأن تو مگر آنكه رسانندهاند به تو برخى از خدايان ما برنجى و گزندى و علتى مراد جنونست يعنى چون تو مذمت الههء ما ميكنى و دشنام ميدهى ايشان تو را ديوانه ساخته و به جهت اين سخنانى كه بطريق عقلست شنوده نميشود
قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا
گفت هود بدرستيكه من گواه ميگيرم خداى را و شما نيز گواه باشيد
أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
بر آنكه من بيزارم از آنچه شما انباز ميگيريد بدون خداى يعنى در عبادت او ديگرى را شريك ميسازيد .
مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً
پس كيد كنيد به من همه يعنى مجتمع شويد بر كيد رسانيدن به من مراد آنست كه شما و خدايان شما در هلاك من اتفاق كنيد
ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ
پس مرا مهلت مدهيد بلكه بهر چه خواهيد در قصد من بكنيد كه من از آن باكى ندارم و بحمايت عصمت الهى از مضرت شما نهانديشم و اين از جمله معجزات هود عليه السّلام بود كه تن تنها در برابر جمعى كثير از جباران اهل سطوت و شوكت كه همه به خون او تشنه بودند اين همه مبالغه فرمود كه جمع شويد و اتفاق كنيد و در هلاكت من بىمهلت سعى نمائيد و ايشان با وجود شدت و اختيار از رسانيدن اندك ضررى به دو عاجز شدند و چون هود عليه السّلام بكرم الهى وثوق تمام داشت گفت .
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ
بدرستيكه من توكل كردم بر خداى كه پروردگار من و شما است و مهم خود را به او بازگذاشتم
ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها
هيچ جنبندهء نيست مگر كه خداى فراگيرنده است موى پيشانى او را اين تمثيلست براى مالكيت و قادريت او سبحانه بر