تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ
گفت نوح اى پروردگار من بدرستيكه من پناه ميگيرم به تو بعد از اين از آنكه ميپرسم از تو
ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ
آن چيزى را كه نباشد مرا به آن دانائى يعنى بجواز سؤال از آنكه مستلزم ترك ندبست پس بر سبيل انقطاع بسوى او سبحانه و غايت خضوع گفت كه
وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي
و اگر نيامرزى مرا و نبخشائى بر من
أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ
باشم از زيانكاران در نقص ثواب كه از ممر ترك اولى سانح شده باشد و بعد از ذكر عتاب بر ترك ندب مرهم راحت بر جراحت عتاب وى نهاده فرمود كه .
قِيلَ يا نُوحُ
و گفته شد يعنى حق تعالى يا ملكى از نزد او گفت اى نوح
اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا
فرود آى از كشتى بسلامتى حاصل از حضرت ما يا بسلامتى يا تحيتى بر تو از ما
وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ
و بركتها بر تو يا زيادتيها در نسل تو تا آدم ثانى باشى در انتساب آدميان به تو بقولى آنست كه از اهل كشتى غير از نوح عليه السّلام و سه پسر او را عقب نماند و تمام نسب اهل عالم بدين سه كس منتهى مىشود سام پدر عرب و فرس است و يافث پدر تركان و حام پدر هنديان
وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ
و بركت بر گروهى چند از آنها كه با تواند يا از آنهائيكه ناشى شوند از جمعيكه با تواند يعنى مؤمنان تا روز قيامت
وَ أُمَمٌ
و از آنها كه با تو اند امتى چندند يعنى از ذريهء ايشان اممى ناشى خواهد شد
سَنُمَتِّعُهُمْ
زود باشد كه برخوردارى دهيم ايشانرا در دنيا بفراخى معيشت
ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ
پس برسد ايشانرا از جانب ما عذابى دردناك در آخرت مراد كفارند و گويند مراد قوم هود و لوط و صالح و شعيب‌اند و مراد به عذاب آنچه بر ايشان نازلشد در وسيط آورده از قرظى كه هيچ مؤمنى و مؤمنهء نباشد از آن روز تا روز قيامت الا كه داخل است در اين سلام و بركت و هيچ كافر و كافرهء نبود الا كه داخلست در اين تمتع و عذاب قيامت .
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ
اين قصهء نوح كه مذكور شد از خبرهاى غيب است كه بواسطهء جبرئيل
نُوحِيها إِلَيْكَ
وحى كرديم آن را بسوى تو كه محمدى
ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا
نبودى كه بدانى آن را نه تو و نه گروه تو كه قريش‌اند پيش از اين وقت كه وحى كرديم به تو در اين تنبيه است بر آنكه آنحضرت اين قصه را از كسى تعليم نگرفته بود چه او به غير ايشان مختلط نشده بود و ايشان با وجود كثرت آن را نشنيده بودند پس چگونه آن را از كسى فراگرفته باشد
فَاصْبِرْ
پس شكيبائى كن بمشاق رسالت و