آخرش فناء بسرائيكه مبدأش عطاست و اوسطش رضاست و آخرش جوار حضرت مولى
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
و راه مينمايد هر كرا ميخواهد از طالبان حق بتوفيق و اسباب لطف و يا در قيامت ايشان را راه نمايد
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
بسوى راه راست كه شريعت است يا دار السلم .
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا
مر آنكسانى را كه نيكوئى كردند يعنى ايمان آوردند و عمل صالح كردند و از نواهى اجتناب نمودند
الْحُسْنى
مثوبت نيكوئى كه آن نعيم دار السلم است
وَ زِيادَةٌ
و افزونى از پاداش كه بطريق تفضل كرامت فرمايد و گويند جزاى حسنه يكى است بيكى زياده آنكه يكى را ده دهد يا بهفت صد و بيشتر و يا حسنى مغفرت است و زيادت خشنودى حضرت عزت و در روايتى واقع شده كه زياده ابريست كه بر سر اهل بهشت گذار كند و هر چه خواهند بر ايشان ببارد و از امير المؤمنين صلوات اللّه عليه مرويست كه زياده غرفهايست در بهشت كه از يك دانه مرواريد مخلوق شده و آن را چهار در است
وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ
و پوشيده نگرداند روى بهشتيان را گردى و غبارى يعنى روى ايشان در كمال طراوت و نضارت باشد
وَ لا ذِلَّةٌ
و نه خوارى يعنى اثر خوارى و مذلت بر بشرهء ايشان نباشد
أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
آنگروه نيكوكاران اهل بهشتند ايشان در آن جاويد ماندگانند نه نعمت ايشان زوال يابد نه دولت ايشان انتقال پذيرد بخلاف زخارف دنيا و امتعه غرور او كه در صدد فنا و زوالست فضيل بن يسار از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل فرموده كه هيچ چشمى از خوف خدا گريان نشود مگر كه حق تعالى بدن او را از آتش دوزخ حرام گرداند و اگر از خوف او سبحانه چشم بر رخساره او روان شود آن روى را تيرگى و خوارى نرسد و با نضارت و طراوت باشد و بعد از وعد مطيعان در وعيد منكران ميفرمايد بقوله .
وَ الَّذِينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ
و پاداش آنان كه كسب كردند بديها را از شرك و نفاق و طغيان و عصيان
جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها
پاداش بديست بمانند آن بدى كه كردهاند نه زيادهء بر آن چه زيادتى عقاب بر قدر استحقاق معصيت است
وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ
و فرو پوشد ايشان را خوارى و رسوائى يعنى آثار مذلت بر ايشان هويدا گردد
ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ
نباشد مر ايشان را از عذاب خدا هيچ نگه دارنده يعنى هيچكس عذاب از ايشان باز نتواند داشت و خشم خدا را از آنها دفع نتواند كرد
كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ
گوييا پوشيده شده است رويهاى ايشان
قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِماً
پارهاى از شب در حالتى كه آن شب تاريك بود يعنى رويهاى ايشان از غم و