تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
كه در اين تمثيل تفصيل كرديم روشن مىسازيم و تفصيل ميدهيم دلائل قدرت خود را
لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ
براى گروهى كه تفكر كنند در اين ضرب المثل و بدان نفع گيرند حق تعالى در اين آيه حال دنيا را در زوال نعيم و اموال و ظهور ادبار بعد از اقبال تشبيه كرده به حال گياه زمين از تازگى و طراوت خشك و تيره و بىرونق و بىنضارت مىشود چنانچه اول گياه را صفت طراوت و تازگى است آخر سمت تيرگى و پژمردگى است مبدأ دنيا نوازش دولت است و منتهاى آن گذارش نكبت و گفته‌اند كه اينجا تشبيه مال اين جهانست بباران يعنى باران مادام كه جارى است پاك و پاكيزه است و چون در موضعى مكث كرد و مدتى در يك جا ماند رنگ و بوى او متغير گشت و منقطع شد مال دنيا بسبب انفاق جوانمردان چون دست بدست روان گردد پسنديده و مقبول باشد و چون در مضيق بخل و امساك خسيسان بماند نكوهيده و مذموم بود و آخر تاراج حادثات به دو تاخته بناى آن را بصرصر نكبت از پاى درآورد بيت
مال چون آبست تا باشد روان * فيض مييابد از او اهل جهان
چند روزى چون كند يك جا درنگ * گنده و بيحاصل است و تيره رنگ
و يا وجه تشبيه آن آنست كه چون آب باران به اندازه آيد و به قدر حاجت نازل گردد سبب آسايش مردمان و آرامش عالميان باشد اما چون از اندازه بگذرد و از حد اعتدال تجاوز كند سبب خرابى عالم و سرگردانى بنى آدم شود مال دنيا نيز تا به مقدار احتياج بدست آيد مقاصد دين و دنيا بنجاح مقرون گردد و فوائد آن بقريب و بعيد رسد و چون روى بازدياد نهد و خزانه و انبار پر شود موجب ارتكاب معصيت و تفاخر شود و بعضى ديگر در وجه تشبيه گفته‌اند كه باران چون بنهال رسد لطافت و طراوت آن بيفزايد و چون بخاربن بگذرد و حدت شوكت او زياده گردد مال دنيا نيز چون بمصلح رسد صلاح او بيفزايد به صرف آن در قربات كه المال الصالح للرجل الصالح و اگر بدست مفسد افتد ماده فساد و عناد او روى بازدياد نهد و در تيسير آورده كه حق تعالى بندگان خود را نميخواهد به دنيا كه محل آفات است بلكه بسراى بهشت دعوت مىكند كه منزل سلامتى از مخافاتست چنان كه فرموده .
وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ
و خدا ميخواند بندگان را بسوى سراى با سلامة يعنى دعوت مىكند بعملى كه موجب دخول جنت اوست و گويند بهشت را دار السلم به جهت آن گفت كه تحيت خدا و تحيت ملئكه بر اهل آن است و يا تحيت بهشتيان بر يكديگر سلام است و يا سلام نام خداست و اضافه بهشت به او جهت تعظيم آن بود چنانچه اضافه خانه به صاحب به جهت تكريم است پس حق تعالى بنده خود را ميخواند از سرائى كه اولش بكاست و اوسطش عناء و