كه ميفرمايد من بنده خدايم و برادر رسول خدا و صديق اكبرم و ابو نخله گفت من پيش ابو ذر رفتم در موسم حج و گفتم در ميان مردمان اختلافى پديد آمده من اقتدا بكه كنم گفت متمسك كتاب خدا شو و على بن أبي طالب و ملازم اين هر دو شو بدرستى كه من گواهى مىدهم كه رسول خدا فرموده كه على بن ابى طالب عليه السّلام اول كسى است كه به من تصديق كرده و اول كسى باشد كه روز قيامت با من مصافحه كند و او صديق اكبر است و فاروق اعظم ميان حق و باطل و او يعسوب الدين و المؤمنين است و مال يعسوب الظلمه و بعد از ذكر سابقين باز رجوع باحوال منافقين كرده ميفرمايد كه .
وَ مِمَّنْ حَوْلَكُمْ
و از آنان كه گرداگرد شهر شمااند
مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ
از اهل باديها منافقانند چون اسلم و اشجع و غفار و قوم او از جهينه و مزينه و امثال ايشان كلمهء شهاده ميگويند و به نماز و روزه قيام مينمايند
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا
و از اهل شهر شما نيز قومىاند كه خو كردهاند و بر وجه رسوخ اقامت كردهاند
عَلَى النِّفاقِ
بر نفاق تا در منافقى بمرتبه مهارت دارند كه تو كه محمدى با وجود كمال فطنت و صدق فراست خود
لا تَعْلَمُهُمْ
نميدانى ايشان را يعنى كفر را در سويداى دل خود پنهان دارند و آثار ايمان و احسان بظهور مىآرند پس تو ايشان را باعيان نميشناسى
نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ
ما ميدانيم ايشان را كه بر سر دل ايشان مطلعيم
سَنُعَذِّبُهُمْ
زود باشد كه عذاب كنيم ايشان را
مَرَّتَيْنِ
دو نوبت يكى بفضيحت و قتل در دنيا و ديگر به عذاب قبريا اخذ زكات از ايشان و تكليف بجهاد و از ابن عباس مروى است كه عذاب ايشان در دنيا يكى آن بود كه رسول روز جمعه بر منبر خطبه خواند و بعد از آن اشاره كرد باهل نفاق و گفت يا فلان و فلان از مسجد بيرون رويد كه از اهل نفاقيد و چون جمعى را نام برد و بنفاق ايشان گواهى داد رسوا شدند و از مسجد بيرون رفتند و اين فضيحت و رسوائى يكعذاب است و عذاب دويم عذاب قبر
ثُمَّ يُرَدُّونَ
بعد از آنكه بازگردانيده شوند در قيامت
إِلى عَذابٍ عَظِيمٍ
بعذابى بزرگ كه آتش دوزخست آوردهاند كه مخلصان اهل اسلام ده بودند كه از جمله ايشان أبو لبابة انصارى بود و مرداس و ابو قيس و ثعلبه بن وديعه و اوس بن خذام بىعذر تخلف ورزيدند و آخر از آن بسيار نادم و پشيمان شده گريه و تضرع آغاز كردند و گفتند چگونه جايز باشد كه ما در سايه و راحت و آسايش باشيم و رسول خدا و اصحاب او در جهاد باشند و سختى و رنج سفر كشد و چون از تهديداتى كه در باره متخلفان نازلشده بود خبر يافتند بسيار مضطرب و بيتاب گشتند