قبول توبه نمايد بر ايشان و اگر ندامت ورزند از آن
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
و خدا داناست بر احوال ايشان
حَكِيمٌ
حكم كننده است بتاخير ايشان و بعد از آنكه اين سه كس بر نيت خالص توبه كردند از تخلف و منقاد امر الهى شدند حق تعالى بر ايشان رحم كرده از سر ايشان درگذشت و و مرويست كه پنجاه شبانه روز اهل ايمان بايشان سخن نكردند و نشست و خاست ننمودند و زنان ايشان از ايشان كناره گرفتند و در اين مدت خيمه در صحرا زده بودند و در آنجا بتضرع و زارى و خوف و اضطراب ميگذرانيدند تا آنكه بعد از مدت مذكوره در حق ايشان آيه و على الثلثة الّذين خلفوا نازلشد مؤمنان بسرعت تمام نزد ايشان رفتند و بشارت قبول توبه ايشان رسانيدند كعب بن مالك روايت كرده كه بعد از اين بشارت به خدمت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شتافتم روى مبارك رسول را ديدم كه به جهت سرور و شادى مانند قمر منور درخشان شده بود و علامت سرور آنحضرت استنارهء وجه مبارك وى بود چون مرا بديد فرمود ابشر بخير گفتم يا رسول اللّه اين بشارت از نزد تست يا نزد خدا فرمود از نزد خدا است پس من ثلث مال خود را بشكرانه نصدق كردم آوردهاند كه دوازده منافق چون ثعلبه بن خاطب و نبتل بن حارث و وديعه بن ثابت و امثال ايشان بسخن ابو عامر راهب در برابر مسجد قبا مسجدى بنا كردند و ابو عامر راهب از اشراف قبيلهء خزرج بود و در علم تورية و انجيل مهارتى تمام داشت و پيوسته نعت و وصف سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر اهل مدينه ميخواند و چون آنحضرت بمدينه هجرت كرد اهل آن خطه شيفتهء جمال و كمال وى شدند از صحبت ابو عامر برميدند و كسى ملتقت او نشد أبو عامر را عرق حسد در حركت آمده بنفى آنحضرت مشغول شده بوى ايمان نياورد و بعد از غزوهء بدر از مدينه گريخته بكفار مكه پيوست و در حرب احد حاضر شده اول كسى كه تير بر لشگر اسلام انداخت وى بود حضرت او را فاسق لقب نهاد و در حرب حنين نيز حاضر شد و از آنجا نيز فرار نموده بنزد هر قل ملك روم رفت و ميخواست كه از روم لشگرى سازد و بجنگ مسلمانان آيد نامه نوشت بمنافقان كه شما در مقابله مسجد قبا در محله خويش براى من مسجدى بسازيد كه چون در مدينه آيم آنجا بافادهء علوم مشغول شوم ايشان مسجدى ساختند و حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون عازم غزوهء تبوك شد با اين منافقان به مسجد قبا آمد منافقان گفتند يا رسول اللّه ما براى ضعيفان و بيچارگان وقت سرما و بارندگى مسجدى ساختهايم التماس آنست كه در آن مسجد نماز گذارى غرض ايشان آن بوده كه بواسطهء نماز حضرت مهم خود را استحكام دهند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جواب ايشان فرمود كه حالا متوجه غزايم و بر جناح سفر انشاء اللّه بعد از مراجعت