تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
كه اگر بسمع او رسد جميع شما رسوا شويد گفتند محمد گوشى شنوا دارد هر چه ميخواهيم و ميگوئيم چون پيش او سوگند ميخوريم كه نگفته‌ايم باور مىكند نبتل بن حارث پيوسته سخن چينى كردى و اسرار مسلمانان با منافقان در ميان نهادى چون او را منع كردند گفت محمد مردى شنواست ما بنفى و اثبات هر چه ميگوئيم قبول مىكند آيه آمد كه .
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ
و از منافقان كه ميآزارند پيغمبر را
وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
و ميگويند او مردى خوش شنواست كه هر چه با او ميگويند استماع مينمايد و باور مىكند
قُلْ
بگو ايمحمد ايشانرا كه
أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ
شنواى خير است مر شما را يمنى او اذنست نه بر وجهى كه شما بر وجه مذمت ميگوئيد بلكه شنوده و قبول كنندهء گفتار نيكوست بعد از آن تفسير اذن خير مىكند بقوله
يُؤْمِنُ بِاللَّهِ
تصديق مىكند خداى را در هر چه گفته و ميگويند
وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ
و تصديق مىكند مؤمنان را و سخن ايشانرا بعز قبول مىرساند بسبب خلوص نيات ايشان
وَ رَحْمَةٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا
و او رحمت است مر آنكسانى را كه اظهار ايمان ميكردند
مِنْكُمْ
از شما نه آنست كه بقول شما دانا نيست بلكه صدق و كذب شما ميداند اما پرده از روى كار شما برنميدارد و از روى رحمت با شما رفق مىكند
وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ
و آنان كه مىآزارند بقول و فعل فرستادهء خدا را
لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
مر ايشانراست عذابى دردناك در آخرت مرويست كه جمعى منافقان از غزاى تبوك تخلف كردند چون مؤمنان باز آمدند ايشان زبان اعتذار گشوده سوگند خوردند در آن تا رضاى ايشان بجويند آيه آمد كه .
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ
سوگند ميخورند به خدا
لَكُمْ
براى شما اى اهل ايمان بر صدق قول خود در اعتذار
لِيُرْضُوكُمْ
تا خشنود گردانند شما را از خود
وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ
و خدا و رسول او سزاوارترند از آنكه خشنود سازند منافقان او را يعنى رسول او را چه سخن در ايزا و رضاى رسولست و چون خشنودى خدا وابسته بخشنودى رسولست پس او را خشنود بايد ساخت
إِنْ كانُوا مُؤْمِنِينَ
اگر هستيد مؤمنان چنانچه دعوى ميكنيد بعد از آن توبيخ مؤمنان مىكند كه .
أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّهُ مَنْ يُحادِدِ اللَّهَ
آيا نميدانيد آنكه هر كس خلاف كند با خدا
وَ رَسُولَهُ
و با رسول او و از حد درگذراند
فَأَنَّ لَهُ نارَ جَهَنَّمَ
پس سزاوار باشد آنكه او را باشد آتش دوزخ
خالِداً فِيها
در حالتى كه جاويد باشند در آن
ذلِكَ
اينخلود در دوزخ
الْخِزْيُ الْعَظِيمُ