حالتر است نزد بعضى به اين معنى كه اصلا مال و كسب نداشته باشد و مسكين نيكو حالتر كه او را كسبى باشد و ليكن كافى نباشد در مؤنهء سنه و از حضرت صادق عليه السّلام منقولست كه مسكين از فقير بدحالتر است و قول آنحضرت نص است در اين باب و فايده از خلاف ظاهر نميشود در باب زكات به جهت اجراى عطا بهر يك از ايشان بلكه ظهور فايدهء آن در افضليت عطاست
وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها
و ديگر صدقات عمل كنندگان راست بر آن يعنى جمعى كه سعى كنند در تحصيل و جمع آن
وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ
و قومى كه الفت داده شده است دلهاى ايشان و آنها جمعى از اشراف مطاع كفار بودند كه رسول سهمى از زكات بديشان ميداد تا بر دين اسلام الفت گيرند بكثرت اتباع و قبيلهء خود و استعانت ايشان نمايند بر قتال دشمنان و منع كفار نمايند از داخل شدن در ثغر مسلمانان و در روايت آمده كه صفوان بن اميه گفت كه رسول مرا عطا فرمود و اول در همهء جهان از او كسى دشمنتر نداشتم پس او چندين چيز به من داد كه از او دوستتر در جهان نداشتم
وَ فِي الرِّقابِ
و ديگر زكات براى صرف كردن است در گشادن گردنهاى بندگان از بندگى و نزد بعضى اصحاب ما مراد بندگان مؤمناند كه در تحت شدت باشند و يا بنده كه بمال زكات بخرند و آزاد كنند و اگرچه در تحت شدت نباشند ليكن به شرط عدم مستحق و يا مكاتبان كه از اداء مال كتابت عاجز شده باشند
وَ الْغارِمِينَ
و ديگر وامداران مفلس كه قرض گرفته باشند و در غير معصيت صرف كرده خواه در نفقه واجب با مندوب يا در معاش مباح
وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و ديگر صرف زكات در راه خداست باينوجه كه بر غازيان نفقه كنند تا سلاح و اسب خرند و جهاد كنند در راه خدا خواه غنى باشند يا فقير و يا بر عمارت ساختن پل و رباط و امثال آن از وجوه قرب
وَ ابْنِ السَّبِيلِ
و ديگر صرف آن در رهگذرى كه از مال خود دور مانده باشد اما ضعيف نزد بعضى داخلند در ابن السّبيل و احتياج بذكر آن نيست حاصل كه زكات فرض كرده شده است براى جماعت مذكوره
فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ
فرض كردنى از جانب خدا
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ
و خدا داناست بمستحقان
حَكِيمٌ
حكم كننده بقسمت بر وجهى كه شايد آوردهاند كه حلاس بن سويد و جذام بن خالد و اياس بن نضير و سماك بن يزيد و رقاعه بن عبد اللّه و امثال ايشان از منافقان كه به ظاهر ايمان آورده بودند و سينه ايشان از كينهء سيد عالم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پر در خلوت آنحضرت را از چيزهائى كه زبان را حد اداى آن نيست نسبت ميكردند حلاس گفت خاموش باشيد