تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
مىزند
فِي الصَّدَقاتِ
در قسمت صدقها و در روايت آمده كه اين آيه در شان ابو الخويصره تميمى است يعنى حرقوص بن زهير كه سر خوارج بوده و در وقت قسمت غنايم هوازن در روز حنين كه حضرت به جهت تاليف قلوب نو مسلمانان حظى وافر از غنايم بديشان دادى وى طعن كرده و يا طلائى خالص كه حضرت امير المؤمنين از يمن فرستاده بود و رسول تمام آن را به چهار كس از اشراف عرب عطا فرمود حرقوص جرات كرده با حضرت گفت كه عدل كن يا رسول اللّه حضرت در جواب فرمود كه ويلك اگر من عدل نكنم كه عدل كند پس حضرت او را و قوم او را مارقين گفت و لقب نام نهاد و در ينابيع مذكور است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين عليه السّلام را فرمود كه اى على تو با اين قوم قتال كنى و ثعلبى در تفسير خود آورده كه من در نهروان بودم كه مرتضى على با ايشان قتال كرد و از أبو عبد اللّه عليه السّلام مرويست كه ثلثى مردمان از اهل اين آيه‌اند و غرض طاغيان در قسمت غنايم جر نفع خودشان بود
فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها
پس اگر داده شوند از صدقات چنان كه دلخواه ايشان باشد
رَضُوا
خشنود باشند و راضى و بپسندند آن قسمت غنيمت
وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ
و اگر داده نشوند بموجب ارادهء ايشان آنگاه ايشان خشم گيرند و ناخشنود باشند .
وَ لَوْ أَنَّهُمْ
و اگر اين منافقان كه از تو طلب صدقات ميكنند و به آن عيب تو مينمايند
رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
پسندند آنچه خدا دهد ايشان را و فرستادهء او از غنيمت و صدقه و بدان خرسند گردند
وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ
و گويند بصدق تمام و اعتقاد صحيح كه بس است ما را فضل خدا
سَيُؤْتِينَا اللَّهُ
زود باشد كه بدهد ما را خدا
مِنْ فَضْلِهِ
از فضل و كرم خود صدقه و غنيمتى ديگر
وَ رَسُولُهُ
و فرستادهء او نيز عطا كند ما را بيشتر از آنكه حالا بما عطا فرموده
إِنَّا إِلَى اللَّهِ
بدرستيكه ما به خدا
راغِبُونَ
رغبت كنندگانيم و اميد دارندگان در آنكه ما را از فضل خود غنى گرداند از ابراهيم ادهم نقل است كه هر كه بمقادير خدا خورسند شد از غم و ملال خلاص يافت كه الرضا بقضاء اللّه الاعظم چه رضا بقسمت سبب بهجت است و جزع در آن موجب محنت بعد از آن بيان مصرف صدقات مىكند تا دانند كه آنچه حضرت در قسمت غنايم كرده عين صواب بوده و ميفرمايد كه .
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ
جز اين نيست كه صدقات يعنى زكات مفروضه
لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ
مر درويشان راست و بيچارگان را و هر دو شريكند در اينكه قدرت نداشته باشند بر مؤنهء ساليانهء خود و عيال واجب النفقهء خود و اگرچه فقير پريشان