ميكنند
وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ
و خدا داناست بستمكاران يعنى بضماير منافقان و بر وفق آن ايشان را جزا و سزا خواهد داد .
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ
هر آينه طلبيدند فتنه را يعنى تفريق اصحاب و پريشانى امر تو را
مِنْ قَبْلُ
پيش از اين در غزوه احد كه از تو بازگشتند و در حرب خندق كه گفتند يا اهل يثرب لا مقام لكم
وَ قَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ
و بگردانيدند براى تو كارها را يعنى تدبير مكايد و حيل كردند در ابطال امر
حَتَّى جاءَ الْحَقُّ
تا بيامد نصرت الهى
وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ
و غالب شد كار خدا بر كار ايشان كه آن اعلاء دين اسلام است بر جميع ملتهاى اهل كفر
وَ هُمْ كارِهُونَ
و ايشان ناخواهانند نصرت و دولت تو را اما كراهت ايشان دافع راه خدا نيست از سعيد بن جبير مرويست كه دوازده كس از منافقان در غزوه تبوك در شب عقبه بر ثنيه كمين كردند تا بيكبار بيرون جسته پيغمبر را هلاك كنند پس در آن موضع حيله و تذوير در اين امر كردند تا آنكه حق تعالى پيغمبر خود را نصرت داد و ايشان مخذول و منكوب شدند آوردهاند كه چون حضرت پيغمبر جندب بن قيس را گفت هيچ ميل دارى بقتال اهل روم عزيمت كنى و از ايشان كنيزان خوب صورت بگيرى جندب گفت انصار ميدانند كه من مشعوفم بزنان ميترسم كه چون زنان بنى الاصفر را ببينم صبر نتوانم كردن در فتنه و بليه افتم آيه آمد كه .
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي
و از ايشان كسى باشد كه گويد دستورى ده مرا در تخلف اينغزا
وَ لا تَفْتِنِّي
و مرا در فتنه مىاندازد و گويند مراد بفتنه ضياع و عيالست يعنى بعضى از منافقان ميگفتند كه ايمحمد ما را اذن ده در تخلف و ما را در فتنه مينداز بسبب ضايع شدن متاع كه هيچ كافلى نباشد ايشان را بعد از ما
أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا
بدانكه ايشان در فتنه افتادهاند كه آن ظهور نفاق ايشان است و عدم خفاى آن با آنكه مبالغه تمام داشتند در خفاى آن از مسلمانان
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ
و بدرستيكه دوزخ احاطه كننده است و فراگيرنده
بِالْكافِرِينَ
بناگرويدگان در قيامت و .
إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ
و اگر برسد به تو اى محمد در بعضى غزوات نيكوئى از ظفر و غنيمت چنان كه در بدر بود
تَسُؤْهُمْ
اندوهگين سازد ايشان را از فرط حسدى و نفاقى كه دارند
وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ
و اگر برسد به تو در برخى جنگها جراحتى و شكستگى چنان كه در احد واقع شد
يَقُولُوا
گويند از روى خوشحالى
قَدْ أَخَذْنا
بدرستى كه فراگرفتيم ما
أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ
احتياط خود را پيش از اين يعنى دورانديشى كرديم و طريق احتياط مرعى