تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
و سفره و جامهاى ايشان پر از ضفدع شد و چون خوابيدندى در پشت و پهلوى ايشان دويدندى و در وقت سخن گفتن بدهنهاى ايشان ميرفتند باز التجاء بموسى عليه السّلام كرده به شرط ايمان موسى عليه السّلام بلا را از ايشان رفع كرد چون يك ماه از اين بگذشت و ايمان نياوردند حق تعالى نيل را خون گردانيد همين كه بنى اسرائيل ميخوردند آب پاك بود و قبطى كه ميخوردند خوناب ميشد و اگر از يكطرف خوردندى بآنطرف كه سبطى خوردى آب صاف بوده و به اين طرف كه قبطى خوردى خون صرف شدى پس از تشنگى به هلاكت افتادند و پوست درخت آوردندى تا بمكند چون آن را بمكيدندى در دهن ايشان خون شدى و هفت روز بر اينمنوال بود تا آخر بتضرع و زارى نزد موسى آمدند بعهد و ميثاق تمام و سوگندان مغلظه بموسى گفتند كه البته اين نوبت ايمان آريم چون موسى عليه السّلام دعا كرد و اين بلا از ايشان رفع شد باز به شرط خود وفا نكردند و ايمان نياوردند كما قال اللّه تعالى .
وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ
و هر گاه كه واقع شد و فرود آمد بر ايشان عذابى از اين انواع مذكوره
قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ
گفتند از روى تضرع و زارى ايموسى بخوان براى ما آفريدگار خود را
بِما عَهِدَ عِنْدَكَ
به آنچه عهد كرده است نزد تو كه هر گاه او را بخوانى اجابت كند و يا به اين عهد كه هر گاه قوم تو قبول كنند كه ايمان آرند عذاب از ايشان بردارد پس او را بخوان براى دفع اين بليه
لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ
به خدا كه اگر باز برى و زايل گردانى از ما اين عذاب را
لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ
هر آينه ايمان آريم و تصديق كنيم مر نبوت ترا
وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ
و هر آينه بفرستيم با تو بنى اسرائيل را بهر جا كه خواهى ببرى .
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ
پس آنوقت كه ما ببرديم بدعاى موسى و دفع كرديم ايشان عذاب را و تاخير كرديم
إِلى أَجَلٍ
تا مدتى از زمان كه بىشبهه
هُمْ بالِغُوهُ
ايشان رسندگانند به آن يعنى تا اجلى كه ايشان را غرق گردانيم
إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
آنگاه ايشان عهد را بشكستند مرويستكه از آنوقت كه موسى بر ساحران غالب شد بيست سال با فرعون و قوم او ميكوشيد و دعوت مىكرد ايمان نياوردند .
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ
پس اراده انتقام كرديم از ايشان يعنى خواستيم ايشان را ببدترين عذاب معذب سازيم
فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ
پس غرق ساختيم ايشانرا در قعر درياى قلزم نزديك مصر
بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ
بسبب آنكه ايشان بدروغ پنداشتند آيتهاى قدرت ما را و بودند از تامل و تفكر در آن بيخبران يعنى غرق گردانيدن ايشان بسبب تكذيب ايشان بود و در تفكر نكردن تا آنكه همچو غافلان غرق گشتند