ايشان ميافتادند و بر سر و روى ايشان ميدويدند و در وقت سخن گفتن بدهن ايشان ميرفتند
وَ الدَّمَ
و خون كه هر آبى را كه ميآشاميدند خون مىبود
آياتٍ مُفَصَّلاتٍ
در حالتى كه اين اشيا آيتهاى قدرت ما بود مبين و پيدا كه بر هيچ كس پوشيده نبود كه آن آيات خداست و بليه بر ايشان و يا آيتهاى ما كه از هم جدا شده بودند و غير متصل به يكديگر به جهت امتحان احوال ايشان چه مدت ميان هر دو آيه يك ماه بود و امتداد هر آيتى يك هفته و با وجود اين متنبه نشدند
فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ
پس گردنكشى كردند از فرمان بردارى و بودند گروهى بغايت گناهكار و معاند در كفر كه با وجود اين آيات ظاهره ايمان نياوردند و در نقل آمده كه چون ساحران ايمان آوردند فرعون و اتباع او مغلوب بازگشتند بر كفر و معصيت خود اصرار كردند حق تعالى ايشان را بقحط و نقصان ميوه و غله امتحان كرد متنبه نشدند موسى عليه السّلام دعا كرد كه بار خدايا آيتى ديگر بديشان نماى از اين صعبتر تا يمكن كه به آن پندى گيرند حق تعالى طوفان بر ايشان فرستاد بر وجهى كه هفت شبانه روز باران بر ايشان بارانيد و بظلمت ابرهاى متراكم در ماندند و آب به خانههاى قبطيان در آمد و مردان و زنان بر پاى ايستادند و كودكان را به بلندىها نشاندند و هر قبطى كه در خانها بنشستى غرق شدى و همه لباس و طعام و اثاث خانه ايشان را ضايع كرد و اكثر خانه ها فرود آمد و كشت و زرع ايشان تباه شد و با وجود اين در خانهاى بنى اسرائيل كه بمنازل قبطيان بود قطره آب بدان خانها در نيامد پس بنزد موسى آمدند به شرط وعدهء ايمان از موسى عليه السّلام استدعاى رفع آن كردند موسى عليه السّلام دعا كرده رفع شد و ايشان بوعده وفا نكرده بر كفر اصرار نمودند حق تعالى ملخ بديشان فرستاد تا جمله گياه و زروع و فواكه و اشجار ايشانرا بخوردند و از صحرا بخانههاى ايشان در آمده درها و جامههاى ايشان ميخوردند و در خانههاى بنى اسرائيل در نيامدند و هيچ ضرر بديشان نرسيد ديگر باره پناه به حضرت موسى آوردند و بسوگندهاى عظيم عهد كردند كه بعد از رفع بلا ايمان آرند موسى دعا فرمود بلا منكشف شد ايشان چون ديدند كه جزئى از مزروعات ايشان ماند گفتند اين محصول كه ماندهاند ما را بس است مصلحت آنست كه به آن قناعت كرده دين خود را از دست ندهيم پس عهد خود را شكسته در كفر خود راسخ شدند حق تعالى قمل را بديشان فرستاد در جامهها و اندامها و طعامها و شرابهاى ايشان ميافتادند و در بقيه غلات ايشان افتاده همه را بخوردند ايشان باز پناه بموسى آوردند بوعده ايمان موسى عليه السّلام دعا كرد رفع شد ايشان گفتند ما را متحقق شده كه تو در فن سحرها ماهرى ديگر باره لشگر بزغ بديشان تاخته همه سرا و خانهها و مواضع ايشان از آن پر شد و هر كوزه و ابريق و ديك و خوردنى