تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
راستگويان در آنچه دعوى ميكنى و ميگوئى كه من فرستادهء خداام .
فَأَلْقى عَصاهُ
پس بيفكند موسى عصا را از دست خود
فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ
پس آنگاه آن عصا بعد از انداختن اژدهائى شد ظاهر و هويدا دهن گشاده و ميان لب زيرين را بر زمين نهاد و لب بالا را بر كنگره قصر فرعون و روى بجانب تخت آورد ملازمان درگاه بگريختند و فرعون نيز روى بهزيمت نهاد و در روايت آمده كه بر بالاى تخت حدث كرد و در آن روز چهل بار حدث از او واقع شد با آنكه هر چهل روز يك بار حدث كردى و در ازدحام خلايق بهنگام فرار بيست و پنج هزار آدمى هلاك شدند فرعون نعره زد كه اى موسى سوگند مىدهم ترا بدان خدائى كه فرستاده ويى و به حق رضاع و تربيت كه مرا با تست كه عصاى خود را بگير تا من به تو ايمان آرم و بنى اسرائيل به تو واگذارم پس موسى اژدها بگرفت همان عصا شد و فرعون باز آمده بر سرير خود بنشست و گفت يا موسى هيچ معجزه ديگر دارى موسى گفت آرى پس دست راست بگريبان برد يا در زير بغل چپ خود در آورد .
وَ نَزَعَ يَدَهُ
و بيرون كشيد دست خود را
فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ
پس آنجا بود دست او سفيدى كه در غايت كمال بود
لِلنَّاظِرِينَ
مر نگرندگان و نظاره كنندگان را يعنى سفيدى خارج از عادت كه به جهت آن جميع نظر كنندها از روى تعجب در آن مىنگريدند و به صحت پيوسته كه موسى گندم گون بود چون دست در گريبان كرد و بيرون آورد نور آن بمثابه بود كه شعاعش بر نور آفتاب غلبه كردى و بقول اصح اين عصاى آدم بود كه از بهشت بيرون آورده بود و بطريق ميراث در ميان اولاد او داير بود تا آنكه بشعيب رسيد با چهل عصاى ديگر كه از آباء او به او رسيده بود و در وقتى كه موسى را اجير خود ساخته وى را گفت در اينخانه رو و عصائى از آنجا براى خود بردار موسى بدان خانه رفت و اين عصا بدست او آمد چون نزد شعيب آورد گفت اين را بنه و ديگرى بردار موسى آن را به خانه آورده در ميان عصاها بنهاد و دست كرد تا عصاى ديگر برگيرد همان عصا بدست او آمده تا سه نوبت اين صورت واقع شد و چون مرتبهء چهارم بدست او آمد شعيب دانست كه در اين حكمتى هست پس او را بوى باز گذاشت و حق تعالى آن را معجزهء او ساخت و در روايت آمده كه همهء انبياء عصا در دست نگه ميداشتند و از حضرت رسالت مرويست كه عصا بدست گيريد كه آن روش پيغمبرانست و حضرت امير المؤمنين صلوات اللّه عليه فرموده كه هر كه به سفر رود و با او عصائى از بادام تلخ باشد و در وقت بيرون رفتن آيهء
وَ لَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقاءَ مَدْيَنَ
بخواند تا بقوله و على ما نقول و كيل حق تعالى او را ايمن گرداند از هر دد ضرر رسانند و از هر دزد ستم كننده و از هر جانورى نيش دارندهء گزنده تا آنكه مراجعت كند تا بخانهء خود آيد