تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ
و نفرستاديم ما در هيچ شهرى و دهى
مِنْ نَبِيٍّ
هيچ پيغمبر را كه تكذيب او كردند
إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها
مگر كه گرفتيم اهل شهر را
بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ
بتنگى و سختى و رنج و بيمارى
لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ
شايد كه زارى كنند و از روى مذلت و عجز تصديق پيغمبر خود كنند تا آن بلا از ايشان رفع شود و چون از آن متنبه نشدند و ايمان نياوردند ايشان را بعطا و راحت امتحان كرديم .
ثُمَّ بَدَّلْنا مَكانَ السَّيِّئَةِ
پس بدل كرديم بجاى بلا و مرض و شدت و تنگى و محن
الْحَسَنَةَ
سلامتى و راحت و صحت و فراخى را
حَتَّى عَفَوْا
تا وقتى كه بسيار شدند هم بمال و هم بجاه اين جا نيز اعانت كفران كردند و ايمان نياوردند
وَ قالُوا
و گفتند در حين تبديل شدت براحت و ضيق معيشت بنعمة كه اين هر دو حالت از طبيعت روزگار است و گردش فلك دوار
قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرَّاءُ وَ السَّرَّاءُ
بدرستى كه رسيد پدران ما را نيز سختى و شادى يعنى در زمان گذشته نيز گاهى قحطى بود و گاهى فراخى و زمانى صحت و هنگامى غم و بيمارى اين نه بسبب كفر و ايمانست پس ما بطريقه خويش راسخ خواهيم بود و از آن بر نخواهيم گشت و چون ناسپاسى و كفر رسوخ ورزيدند
فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً
پس ما گرفتيم ايشان را ناگاهان بيمقدمه عذاب و نشانهء عقوبت
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و ايشان نميدانستند كه عذاب بر ايشان نازل خواهد شد و شدت اين نوع عذاب بيشتر است از آنكه اول مقدمات آن را ديده باشند و نزول عقوبت را دانسته .
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى
و اگر چنانچه آن دههاى مذكوره كه به عذاب مبتلا شدند
آمَنُوا وَ اتَّقَوْا
بگرويدندى بوحدانيت خدا و پرهيزكارى كردندى از شرك و مخالفت پيغمبر
لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ
هر آينه ميگشاديم بر ايشان و ميداديم ايشان را بركتها و زيادتيها از آسمان
وَ الْأَرْضِ
و زمين يعنى فراخ ميكرديم انواع نعمت را بر ايشان و بر وجه سهولت از اطراف و جوانب بايشان ميرسانيديم و گويند مراد نباتات و بارانست يعنى باران بسيار بر ايشان ميفرستاديم و زراعات و اشجار براى ايشان ميرويانيديم
وَ لكِنْ كَذَّبُوا
و ليكن ايشان تكذيب كردند رسولان خود را
فَأَخَذْناهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
پس گرفتيم ايشان را به عذاب استيصال بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از كفر و معاصى بعد از آن بر سبيل انكار و تقريع ميفرمايد كه .
أَ فَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى
آيا ايمن شدند مكيان و حوالى آن
أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا
آنكه بيايد بايشان عذاب ما
بَياتاً
در حالت شب بروز آوردن
وَ هُمْ نائِمُونَ
و حال آنكه خفته باشند يعنى شبيخون عذاب بيايد بايشان .
أَ وَ أَمِنَ أَهْلُ الْقُرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ