تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
پس بامداد كردند در سراهاى خود بر جاى فروماندگان .
فَتَوَلَّى عَنْهُمْ
پس روى بگردانيد صالح از ايشان
وَ قالَ يا قَوْمِ
و گفت از روى تحسر و اندوه بر ايشان كه اى گروه من
لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي
به خدا كه رسانيدم بشما پيغام پروردگار خود كه باداى آن مأمور بودم
وَ نَصَحْتُ لَكُمْ
و نصيحت كردم شما را در وقت دعوت و از مثل اين عذاب ترسانيدم
وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ
و ليكن شما دوست نميداشتيد نصيحت كنندگان و پيروى نميكرديد نيكخواهان خود را كه از راه مهربانى شما را بايمان ميخواندند و از پيروى نفس و شيطان منع ميكردند مرويست كه سبب كشتن ناقهء صالح آن بود كه پادشاه ثمود زنى بود ملكا نام چون جمعى بصالح ايمان آوردند و آن زن را گذاشتند وى در غضب شده زنى را كه نام او قطام بود و معشوقهء قدار بن سالف بود و زنى ديگر را كه نام او قبال بود محبوبهء مصدع طلبيد و گفت با قدار و مصدع مجلس بيارائيد و در اثناى شراب خوردن ايشانرا بر خود ترغيب كنيد و چون قصد مباشرت كنند بگوئيد كه تا ناقهء صالح نكشيد اين صورت نبندد گفتند چنين كنيم پس به اين وسيله قدار و مصدع را بر قتل ناقه داشتند اول قدار تيرى انداخت و هر دو ساق ناقه را بدوخت و مصدع در عقب در آمد و تيغ بر كشيد و او را پى كرد ناقه بيفتاد و آوازى بلند كرد بچهء او چون آواز مادر بشنيد دريافت كه او را كشتند بر بالاى كوه بر آمده سه بار بانك كرد كوه شكافته شد و فرو رفت صالح گفت اى قوم حرمت خداى را نگاه نداشتيد اكنون مستعد عذاب شويد ايشان بر طريق استهزاء گفتند اين عذاب كى نازل خواهد شد صالح گفت عنقريب ميرسد ايشان ناقه را چهار شنبه كشته بودند صالح فرمود وعدهء عذاب سه روز ديگر است و علامت اين آنست كه فردا پنجشنبه رويهاى شما زرد مىشود و روز جمعه سرخ ميگردد و روز شنبه سياه پس از ميان قوم بيرون رفت ايشان چون روز پنجشنبه از خواب برخاستند رويهاى خود را زرد يافتند دانستند كه صالح راست گفته در قهر رفتند و هر چه در طلب صالح شتافتند كه او را بدست آورده بكشند نيافتند روز جمعه رويهاى خود را چون قير سياه ديدند پس با هم نشستند و كفن خود كردند و حنوط بر خود ماليدند و حنوط ايشان صبر و مشك بود و در آسمان مينگريستند تا عذاب خدا از كدام جهت بايشان فرود آيد چون روز بچاشت رسيد آوازى از آسمان برآمد كه هر كه در دنيا بود آن آواز بشنيد و زمين از هول آن بلرزيد و دلهاى ثمود از سطوت و هيبت آن پاره پاره شد پس بيكبار بر جاى بمردند و در عقب آن صاعقه فرود آمد از آسمان و همه را بسوخت و مرويست كه صالح بعد از هلاك ثمود به مكه آمده عبادت ميكرد تا متوفى شد ثعلبى كه از مشاهير