دخول آن
أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ
آنكه آن بهشتيكه وعده داده شده بوديد اين بهشت است كه بانواع نعم لذيذه
أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
ميراث داده شده بوديد آن را بسبب آنچه بوديد كه عمل ميكرديد .
وَ نادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ
و ندا كنند اهل بهشت اهل دوزخ را از روى كمال شادى و سرور
أَنْ قَدْ وَجَدْنا
آنكه بدرستى كه ما يافتيم
ما وَعَدَنا رَبُّنا حَقًّا
آنچه وعده كرده بود پروردگار ما از روى راستى و درستى
فَهَلْ وَجَدْتُمْ
پس آيا شما يافتيد
ما وَعَدَ رَبُّكُمْ
آنچه وعده كرده بود آفريدگار شما از عقوبات
حَقًّا
بىشك و شبهه
قالُوا نَعَمْ
گويند دوزخيان آرى يافتيم آن را چنان كه خدا گفته بود
فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ
پس آواز دهد آواز دهندهء ميان بهشتيان و دوزخيان
أَنْ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
بدرستيكه لعنت خداى بر كافرانست كه ستم كردند بر خود بشرك و عناد .
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
آنان كه باز ميداشتند مردمان را از راه خدا
وَ يَبْغُونَها عِوَجاً
و طلب آن ميكردند از روى كجى و ناراستى و منحرف شدن از آن
وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ كافِرُونَ
و ايشان بسراى آخرت ناگرويدگانند - ابى صالح از ابن عباس نقل كرده كه على بن ابى طالب را در كتاب خدا اسمهاست كه مردمان آن را نميشناسند و از جمله اين است فاذّن مؤذن بينهم چه اين مؤذن آن حضرت است .
وَ بَيْنَهُما حِجابٌ
و ميان بهشت و دوزخ پردهاى است مانند حصار شهر كه اهل دوزخ نتوانند ببهشت در آيند و نزد بعضى آن حجاب اعراف است و در بعضى روايت آمده كه اعراف تلى است از مشك سفيد
وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ
و بر اعراف يعنى بر اعالى آن مردانى باشند مشرف بر بهشت و دوزخ كه هر دو را بينند
يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ
شناسند هر يك از اهل بهشت و دوزخ را بعلامتهاى ايشان چه بهشتيان سفيد روى باشند و دوزخيان سياه روى و گويند اين موضع را به جهت آن اعراف گويند كه ساكنان آن عارف باشند باحوال فريقين و ساكنان اعراف انبياء باشند يا شهدا يا افاضل مؤمنان يا ملائكه بر صورت مردان و بودن ايشان بر اعراف دليل فضل و كرامت ايشان باشد كه آنجا منازل خود را در بهشت بينند و از آن متلذذ ميشوند و عذاب دوزخ را مشاهده ميكنند و بخلاصى از آن مسرور ميگردند و گفته كه بر اعراف كسانى باشند كه حسنات و سيئات ايشان مساوى باشد و يا موحدانى كه در عمل تقصير كرده باشند و اصح اقوال آنست كه افاضل اهل ايمان در آنموضع باشند و مؤيد اين است كه ثعلبى در