تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
وَ أَنْ تَقُولُوا
و آن را نيز حرام كرده است كه گويند بدروغ و افتراء
عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
بر خدا آنچه نميدانند مانند تحريم حرث و انعام و برهنه طواف بيت الحرام كردن و آن را اسناد به خدا دادن بعد از آن جهت تسلى حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در تأخير عذاب كفار مىفرمايد كه .
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ
و مر هر گروهى راست مدتى كه خداى تعالى تقدير كرده است براى حياة ايشان و به صحت پيوسته كه هر امتى را غير از مؤمنان وقتى است كه در آن عذاب استيصال بديشان فرود آيد
فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ
پس چون بيايد وقت عذاب و هلاك يا چون مدت عمر مقرر بسر آيد
لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
واپس نيايند از آن اجل ساعتى و پيش نگيرند بر آن اجل يعنى به هيچ وجه وقت اجل متقدم و متاخر نشود .
يا بَنِي آدَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ
اى فرزندان آدم چون بيايد بشما پيغمبران از شما يعنى از جنس شما يا به زمان شما يا بقبلهء شما
يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي
خوانند بر شما آيتهاى مرا يا احكام شريعت را
فَمَنِ اتَّقى وَ أَصْلَحَ
پس هر كه به پرهيزد از شما فرمان كردن با ايشان و بصلاح آوردن عمل خود را
فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ
پس هيچ ترسى نيست بر ايشان يعنى از هر چه ميترسند ايمن شوند
وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
و نه ايشان اندوه ناك شوند از چيزى كه از ايشان فوت شود بلكه بهر چيز كه اميد ميدارند برسند و اگر از بعضى معاصى اجتناب كرده باشند دون بعضى و با صفت ايمان باشند موقوف بر لطف حق تعالى باشد اگر خواهد عفو كند و اگر نه عقاب فرمايد و چون ذكر مؤمنان كرد و آنچه پاداش ايشانست در عقب آن ذكر مكذبان و مستكبران ميفرمايد به آنچه سزاى ايشانست .
وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
و آنان كه بدروغ شمردند آيتهاى ما را يعنى تكذيب رسل كردند بر آيتهاى ما
وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها
و كبر آوردند و سركشى نمودند از ايمان آوردن بدلائل وحدانيت ما
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
آنگروه ياران و ملازمان آتش دوزخند ايشان در آن آتش باقىاند ببقاء ابدى .
فَمَنْ أَظْلَمُ
پس كيست ستمكارتر يعنى كافر در كفر و عناد سخت‌ترند
مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
از كسى كه افترا كند و بربندد بر خدا دروغ را بر اينوجه كه گويد خدا را زن و فرزند و شريك هست يا چيزى را به او اسناد كند چون تحريم بحيره و سائبه و غير آن
أَوْ كَذَّبَ بِآياتِهِ
يا بدروغ شمرد آيات منزله ما را و آن متضمن انكار نبوت نيز هست