تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
هست بر صدق نبوّت و دعوى پيغمبرى وى ؟ !
[ وَ لَوْ نَزَّلْناهُ ]
و اگر ما اين قرآن را بر بعضى عجميان « 1 » و پارسى زبانان فرو فرستاديمى و آنگه رسول آن را بر ايشان خواندى عجميان به آن ايمان نياوردندى گفتندى كه : ما نميدانيم تا او چه ميگويد و ما اين زبان ندانيم ، [ اعجمى ] مردى باشد كه تازى نتواند گفتن ؛ يا فصيح نباشد در گفتن و اگرچه از عرب بود ، و [ عجمى ] كسى را گويند كه : منسوب باشد با عجم و اگرچه فصيح زبان باشد و ماهر در عربيّت
[ كَذلِكَ سَلَكْناهُ ]
ما چنان كه قرآن را به زبان عرب و بلغت عرب فرستاديم آن را در دل كافران انداختيم به آنكه رسول ما آن را بر ايشان خواند و معنى اين « سلك » اخطار بالبال باشد يعنى بدل ايشان گذرانيدن چه اگر بمعنى خلق علم ضرورى بودى ايشان به آن عالم بودندى و شكّ نبودى ايشان را در آن و در صحّت آن و خداى تعالى القاى آن در دل ايشان بر طريق اقامت حجّت كند تا حجّت بر ايشان متوجّه شود و اين نوعى از لطف باشد كه بعث كند مكلّف را بر نظر ؛ هر كس كه عند آن نظر كند بمعرفت رسد ، و هر كس كه نظر نكند در ضلالت بماند و حجّت برو متوجّه شود . آنگه خبر داد و گفت :
[ لا يُؤْمِنُونَ ]
ايشان به قرآن و بمحمّد ايمان نيارند تا آنگه كه عذاب دردناك مشاهده كنند و معاينه بينند و ملجأ شوند آنگه ايمان ايشان را سود ندارد ؛ اگر ايمان آرند ازيشان نپذيرند
[ فَيَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً ]
تا بايشان آيد از خداى عذاب دردناك چنان كه ايشان را خبر نباشد و ايشان ندانند
[ فَيَقُولُوا ]
اين كافران گويند : چون عذاب را معاينه بينند كه ما را هيچ مهلت خواهند دادن و تمنّاى مهلت كنند امّا هيچ مهلتشان ندهند و گفتند كه : معنى اينست كه چون عذاب به اين كافران آيد ايشان را سودى نكند درازى عمر ايشان و خوش عيشى « 2 » و زندگانى ايشان و در آنوقت گويند : آيا ما را هيچ مهلت دهند تا تلاقى حال و تدارك كار خود كنيم ؟ آنگه گفت :
[ أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ ]
اى « 3 » اين كافران به عذاب ما استعجال ميكنند و شتاب زدگى مينمايند ميگويند كه : اين عذاب كى خواهد بودن و چرا زود نيايد ؟ ! مقاتل گفت : سبب نزول آيت آن بود كه كافران
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « عجمان » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « خوشى عيش » . ( 3 ) - در بعضى نسخ : « آيا » و تا كنون مكرّر ذكر شده كه اين مفسّر ( ره ) بجاى « آيا » : « اى » به كار ميبرد .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 99 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)