تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
گفتند : اى محمّد اين عذاب كه تو ما را به آن تهديد ميكنى كى خواهد بودن ؟ و اين بر سبيل استهزا و انكار گفتند .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 205 تا 212 ]

أَ فَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ( 205 ) ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ( 206 ) ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ ( 207 ) وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ إِلاَّ لَها مُنْذِرُونَ ( 208 ) ذِكْرى وَ ما كُنَّا ظالِمِينَ ( 209 ) وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ ( 210 ) وَ ما يَنْبَغِي لَهُمْ وَ ما يَسْتَطِيعُونَ ( 211 ) إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ( 212 ) آيا هيچ مىبينى و ميدانى كه اگر ما اين كافران را برخوردارى دهيم ساليان دراز به آنچه ايشان را داده‌ايم از نعمت پس آنگه بايشان آيد آنچه ايشان را به آن بيم كرده‌اند و وعده داده‌اند از عذاب ؛ ايشان را هيچ سود نكند آنچه ايشان را داده‌اند از توانگرى و مال و به آن تمتّع داده يعنى هيچ سود نكند و عذاب باز ندارد و آنچه كسب كرده باشند و اندوخته ايشان را بفرياد نرسد . آنگه گفت :
[ وَ ما أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ ]
و ما هيچ شهرى و ديهى را هلاك نكرديم الّا كه ايشانرا بيم كنندگان بودند يعنى از پيش رسولان و پيغمبران فرستاديم تا ايشان را بترسانيدند و پند دادند چون نترسيدند و پند نگرفتند ايشان را هلاك كرديم و ما بر ايشان ظلم نكرديم بلكه ايشان بر خود ظلم كردند و بكفر و عصيان خود را مستوجب و مستحقّ عذاب گردانيدند و ما هرگز ظالم و ستمكار نبوده‌ايم و نا مستحقّ را عذاب نفرموده‌ايم و حجّت نا انگيخته بر كس تعجيل عذاب نكرده‌ايم .
[ وَ ما تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّياطِينُ ]
سبب نزول اين آيت آن بود كه كافران گفتند : آنچه بر محمّد نازل مىشود از جنس آنست كه شياطين فرو مىآرند و بر كاهنان القا ميكنند تا ايشان خبر ميدهند خداى تعالى اين آيت فرستاد و تكذيب ايشان كرد و گفت : اين قرآن را شياطين نياورده‌اند بلكه جبرئيل امين آورده است از نزديك خداى جهانيان و نشايد ايشان را يعنى شياطين را نباشد و نتوانند كه مثل اين قرآن آورند ؛ از آنجا كه علم اين نظم ندانند و بنزديك ايشان نباشد چه ايشان معزول‌اند از آنكه چيزى شنوند