تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ناخوش آمد و سوگند خورد كه يك ماه با زنان مقاربت نكند و از زنان هجران كرد و از صحابه نيز ، و در آن وقت نه زن به حكم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند پنج از قريش و باقى از قبايل ديگر ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى پيغمبر بزرگوار بگو زنان خود را كه : اگر شما زينت و متاع دنيا ميطلبيد بيائيد تا من شما را متعهء دهم يعنى چيزى بدهم و رها كنم رها كردنى نيكو ، آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيامد و اين آيت بر ايشان خواند و گفت : شتاب مكنيد تا با پدران و خويشان خود مشورت كنيد ، ايشان گفتند : يا رسول اللّه ما را درين باب با كسى مشورت نمىبايد كردن ، خداى ما را مخيّر گردانيده ميان اختيار كردن زينت دنيا و اختيار كردن خدا و رسول و سراى آخرت ، ما خدا و رسول و سراى آخرت اختيار كرديم ، پس رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شاد شد و خداى تعالى اين آيت فرستاد .
[ لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ]
چون ايشان ترا اختيار كردند تو نيز ايشان را اختيار كن
[ وَ إِنْ كُنْتُنَّ ]
و اگر ميخواهيد شما خداى را و رسولش را و سراى آخرت را بدرستى كه خداى بنهاده است و بساخته براى زنانى كه محسن و نيكوكارند از شما مزدى بزرگوار . عايشه گفت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيست و نه روز پس از آنكه سوگند خورده بود در نزديك من آمد من گفتم : يا رسول اللّه تو ماهى سوگند خوردهء و امروز بيست و نه روز است ؟ - گفت : ماه هم بيست و نه روز و هم سى روز مىباشد . آنگه بر سبيل وعيد گفت : زنان رسول را كه : اى زنان پيغمبر بزرگوار هر كه از شما فاحشهء كند هويدا و روشن ؛ عذاب او افزون گردانند ، دو چند آنكه عذاب ديگران باشد وى را عذاب كنند . و در معنى [ ضعف ] گفته‌اند كه : ضعف ، چيزى هم چند « 1 » او باشد و بعضى گفتند كه : دو چند آن باشد
[ وَ كانَ ذلِكَ ]
و اين بر خداى تعالى آسانست .
هامش
( 1 ) - در مجلّدات سابق ياد شد كه « چند » بمعنى مطلق مقدار ميآيد و اين از آن قبيل است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 336 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)