[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 83 تا 89 ]
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَ أَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ( 83 ) وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ( 84 ) وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ( 85 ) وَ اغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كانَ مِنَ الضَّالِّينَ ( 86 ) وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ( 87 )
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ ( 88 ) إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ( 89 )
بار خدايا مرا حكمت بخش و علم و فهم ده . كلبى گفت : به [ حكم ] نبوّت خواست و گفت : مرا بدان صالحان گذشته و نيكمردان در رسان از پيغمبران و بمنزلت و درجهء ايشان برسان . عبد اللّه عبّاس گفت كه : مراد اينست كه مرا باهل بهشت در رسان
[ وَ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ]
و مرا زبان راست « 1 » گردان در ميان جماعت باز پسينان ؛ گفتند : مراد ذكر جميل است و ثناى حسن و قبول عامّ در جملهء امّت ؛ خداى تعالى دعاى او را اجابت كرد تا همهء امم از هر ملّت كه باشند او را نيك گويند .
بعضى ديگر گفتند كه : مراد آنست كه از عقب من پيغمبرى كن صادق يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
[ وَ اجْعَلْنِي مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ]
و مرا از جملهء وارثان بهشت با نعمت گردان كه بهشت را بميراث گيرند و بيامرز پدر مرا يعنى عمّ مرا كه از جملهء گمراهان بود از دين تو و مراد به [ ضلال ] در اينجا كفر است و اين آمرزش خواستن او براى آن بود كه او وعده داد ابراهيم را كه ايمان آرد چنان كه گفت : « و ما كان استغفار ابراهيم لابيه الّا عن موعدة وعدها ايّاه »
[ وَ لا تُخْزِنِي ]
و مرا رسوا مگردان و عذاب مكن آن روز كه خلايق را برانگيزند يعنى روز قيامت كه
[ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ ]
آن روز كه سود نكند درو نه مال و نه فرزندان و پسران
[ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ]
الّا آن مردى را كه دل او بسلامت باشد با مال او از آنجا كه نفقه كند در طاعت خداى با پسرانش از آنجا كه ايشان را هدايت كند با دين خداى . صادق عليه السّلام گفت مگر دلى باشد سلامت يافته از محبّت دنيا مفسّران گفتند : از شرك و شكّ . سعيد بن المسيّب گفت : [ قلب سليم ] دلى باشد درست و آن دل مرد مؤمن باشد براى آنكه دل منافق بيمار بود لقوله تعالى : فى قلوبهم مرض .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « زبان راستگويان » .