تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
چون روز قيامت اهل بهشت در بهشت قرار گيرند يكى از جملهء ايشان گويد : بار خدايا حال دوست من فلان چيست ؟ - حق تعالى گويد : وى بدوزخ است گرفتار بگناه خود ، اين مؤمن شفاعت كند و گويد : بار خدايا از كرم خود او را به من بخش ، گويد : بخشيدم بروند و او را بيرون آرند از دوزخ ، در آن وقت كافران گويند :
[ فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ]
. در اثر هست كه هيچ جاى نباشد كه مؤمنان گرد آيند و در ميان ايشان ذكر خداى رود و در ميان ايشان بندهء باشد از اهل بهشت و الّا شفاعت او در حقّ ايشان قبول كنند و اهل ايمان شفيع باشند يكديگر را . از صادق عليه السّلام روايتست كه گفت : [ و اللّه لنشفعنّ شيعتنا ] به خدا كه ما شيعهء خود را شفاعت كنيم ، سه بار باز گفت پياپى ؛ تا آنگه كه دشمنان ما گويند : فما لنا من شافعين و لا صديق حميم .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 102 تا 110 ]

فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ( 102 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 103 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 104 ) كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ( 105 ) إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لا تَتَّقُونَ ( 106 ) إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ( 107 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 108 ) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ( 109 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 110 ) آنگه ايشان تمنّاى محال كردن گيرند و گويند : اى كاشكى ما را به دنيا باز گشتى باشد تا از جملهء مؤمنان باشيم و ايمان آريم آنگه خداى تعالى در عقيب « 1 » اين قصّه گفت : بدرستى كه درين قصّه كه رفت آيتى و دلالتى هست كسى را كه انديشه كند تا ايمان آرد و نبودند بيشترين ايشان مؤمنان از بهر آنكه نظر و انديشه نكردند تا حق را بشناسند و خداى تو اى محمّد عزيز و رحيم است غلبه كنندهء با رحمت است آنگه قصّهء نوح و آنچه وى گفت حكايت كرد و گفت : قوم نوح پيغمبران مرسل را بدروغ داشتند بعضى گويند : با ايشان يك پيغمبر بيش نيامد چرا گفت : پيغمبران را تكذيب كردند ؟ در جواب اين گويند كه : آنچه يك پيغمبر آورد جملهء پيغمبران آن آوردند و آن گفتند : از توحيد و عدل و دعوت با راه حقّ پس تكذيب يكى از ايشان تكذيب همگنان
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « در عقب » .