تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
[ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ]
ما را دريافتند يعنى فرعونيان چون موسى بكنار دريا رسيد وقت آن بود كه آفتاب برمىآمد فرعون و لشكرش برسيدند قوم موسى نگاه كردند از پيش دريا بود و از پس لشكر ؛ گفتند كه : اى موسى ما را دريافتند و بگرفتند اكنون از ايشان چگونه خلاص يابيم ؟ و راه گريز از كه جوئيم ؟ .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 62 تا 68 ]

قالَ كَلاَّ إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ ( 62 ) فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ( 63 ) وَ أَزْلَفْنا ثَمَّ الْآخَرِينَ ( 64 ) وَ أَنْجَيْنا مُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِينَ ( 65 ) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ( 66 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ ( 67 ) وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ( 68 ) موسى گفت : نه ؛ ايشان هرگز ما را درنيابند و بر ما غالب نشوند ؛ زيرا كه خداى من با منست مرا هدايت كند و راه نجات نمايد ، پس خداى تعالى خبر داد از آن و گفت : درين حال ما وحى كرديم بموسى كه
[ أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ ]
و او را گفتيم عصاى خود را بر دريا زن ؛ موسى عصا بر دريا زد دريا شكافته شد و پاره‌هاى آب در هوا رفت و راه در ميان پديد آمد هر پارهء از آن چنان بود در بزرگى كه گفتى كوهيست بزرگ . عبد اللّه سلام گفت : چون موسى بكنار دريا رسيد و خواست تا در دريا شود اين دعا بخواند : يا كائنا قبل كلّ شىء و يا مكوّن كلّ شىء و يا كائنا بعد كلّ شىء اجعل لنا فرجا و مخرجا ؛ خداى تعالى وحى كرد ويرا كه : عصا بر دريا زن ؛ عصا بر دريا زد در دريا راه پديد آمد چنان كه قصّهء اين مشروح گذشته است ، موسى از دريا گذر كرد و فرعون بكنار دريا رسيد چنان كه گفت :
[ وَ أَزْلَفْنا ]
و ما نزديك گردانيديم به آن جايگاه ديگران را يعنى فرعون و قومش را و آنان كه با موسى بودند همه را رهانيديم پس آنگه ديگران را غرقه كرديم
[ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً ]
بدرستى كه درين آيتى و دلالتى هست و چگونه آيتى ؟ آيتى كه صفت آن نتوان كرد و همگنان آن آيت را مشاهده كردند و معاينه بديدند و بيشترين ايشان ايمان نياوردند و مؤمن نگشتند و خداى تو اى محمّد عزيزى با رحمت است ، غالبى بخشاينده است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 80 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)