آمدند و فرعون را گفتند : اى ما را بنزديك تو مزدى باشد اگر چنان باشد كه ما غالب باشيم ؟ - فرعون گفت : آرى شما را بنزديك من مزدى و اجرى باشد و شما بنزديك من از جملهء مقرّبان و خاصگيان « 1 » باشيد .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 43 تا 51 ]
قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ( 43 ) فَأَلْقَوْا حِبالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ وَ قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ ( 44 ) فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ ( 45 ) فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ ساجِدِينَ ( 46 ) قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 47 )
رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ ( 48 ) قالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلافٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ( 49 ) قالُوا لا ضَيْرَ إِنَّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ ( 50 ) إِنَّا نَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لَنا رَبُّنا خَطايانا أَنْ كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ( 51 )
موسى عليه السّلام جادوان را گفت : بيندازيد آنچه شما اندازندهايد يعنى آنچه ميخواهيد بيندازيد و آنچه داريد از جادوى بياريد ، ايشان آن چوبها و رسنها كه داشتند بينداختند و آنگه سوگند خوردند بعزّت فرعون كه ما غالب باشيم و غلبه ما را خواهد بودن .
[ فَأَلْقى مُوسى عَصاهُ ]
موسى عصائى كه داشت بينداخت در حال كه نگه كردند آنچه ايشان بروزگار دراز ساخته بودند از چوبها و رسنها و عصاهاى مار پيكر و اژدها صورت در ساعت همه را فرو برد پس جاودان چون آن را بديدند باوّل نظر بدانستند كه آنچه موسى كرد نه از جنس جادوى است و بسحر آن نتوان كرد چه ايشان اسرار و دقايق جادوى نيك دانستندى و بر آن واقف بودندى ؛ حالى بر وى اندر افتادند و سجده كنان گفتند :
[ قالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعالَمِينَ رَبِّ مُوسى وَ هارُونَ ]
كه ما ايمان آورديم بخداى عالميان كه خداى موسى و هارون است و اين براى آن گفتند تا كسى نپندارد كه ايشان به اين فرعون را خواستند فرعون چون از ايشان اين سخن بشنيد گفت : اى
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خاصگى بفتح صاد بىنقطه و كسر كاف فارسى و سكون تحتانى كنايه از هر چيز نفيس است و مقرّب پادشاه ، و خزينه دار را نيز گويند » .