تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ايمان آورديد و تصديق كردند بموسى پيش از آنكه من شما را دستورى دهم او مهتر شماست و استاد شماست جادوى و سحر او شما را تعليم كرده است زود بود كه بدانيد آنچه كرديد و بچشيد و بال آنكه بر آن اقدام كرده‌ايد هر آينه ببرم دستهاى شما را و پايهاى شما را بر خلاف يكديگر يعنى پاى چپ و دست راست و شما را همه بردار كنم ، ايشان گفتند :
[ لا ضَيْرَ ]
هيچ باكى و گزندى نيست ما را ؛ هر آنچه خواهى بكن كه منقلب و باز گشت ما با خداست و ما با خداى ميگرديم و پيش او ميرويم و در جوار رحمت او نزول ميكنيم
[ إِنَّا نَطْمَعُ ]
ما طمع ميداريم كه بيامرزد ما را خداى ما گناهان ما را و از سر كردارهاى بد ما در گذرد براى آنكه ما اوّلين مؤمنانيم از قوم فرعون و اهل زمان خويش .

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 52 تا 61 ]

وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ ( 52 ) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ ( 53 ) إِنَّ هؤُلاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ( 54 ) وَ إِنَّهُمْ لَنا لَغائِظُونَ ( 55 ) وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ ( 56 ) فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 57 ) وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ ( 58 ) كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ ( 59 ) فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِينَ ( 60 ) فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ( 61 ) ما وحى كرديم بموسى و او را گفتيم كه : بندگان مرا بشب ببر و از زمين مصر بيرون شو و چنان شو كه در وقت رفتن كسى را از فرعون و فرعونيان خبر نباشد كه ايشان از پى شما بيايند ابن جريج گفت درين آيت كه : خداى تعالى وحى كرد بموسى كه بنى اسرائيل را بفرماى تا هر چهار خانه بخانهء شوند و در هر سرائى كه اينان باشند برهء بكشند و در سراى را به خون آلوده كنند كه من فريشتگان را خواهم فرستادن تا كودكان آل فرعون را هلاك كنند و علامت ايشان آنست كه در سرائى نروند كه بر در آنسراى خون باشد آنگه بفرماى تا آرد بسرشند و عجين « 1 » فطير بپزند تا زود باشد آنگه تو با بنى اسرائيل برو بكنار دريا تا من بفرمايم كه چه « 2 » مىبايد كرد موسى عليه السّلام همچنان كرد چون روز شد فرعون گفت : بنگريد تا موسى چه كرد كه
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ و در تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « بسريشند و همچنين » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « چون » .