تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤

[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 23 تا 33 ]

قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ ( 23 ) قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ ( 24 ) قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ ( 25 ) قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ( 26 ) قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ( 27 ) قالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُونَ ( 28 ) قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ( 29 ) قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُبِينٍ ( 30 ) قالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 31 ) فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ ( 32 ) وَ نَزَعَ يَدَهُ فَإِذا هِيَ بَيْضاءُ لِلنَّاظِرِينَ ( 33 ) چون موسى اين سخن بگفت فرعون با سر سخن رفت و گفت : آمدهء و ميگوئى كه : من رسول خداى جهانيانم ، خداى جهانيان چه باشد ؟ سؤال كرد بلفظ « ما » از آنجا كه او اعتقاد كرده بود كه معبودانى كه جز او باشند جماد باشند ، موسى جواب داد به آن چيزى كه به او استدلال توان ساخت بر آنكه اين چيزهائى كه مشاهد و محسوس است از اجسام و اعراض‌اند و از اجسام و اعراض خداى نيست و خدائى را نشايد و خدائى را آن شايد كه او مخالف اعراض و اجسام باشد و او آفرينندهء آسمان و زمين باشد و مبدع و آفرينندهء ايشان
[ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ]
اگر شما يقين ميدانيد كه اين چيزها محدث‌اند و محدث را از محدثى « 1 » و آفرينندهء چاره نيست و او آفريننده و محدث آسمان و زمين است و آنچه در ميان آنست ، فرعون چون اين جواب بشنيد بر سبيل تعجّب و تعلّل گفت آنان را كه پيرامن او بودند :
[ أَ لا تَسْتَمِعُونَ ]
اى نميشنويد كه اين چه ميگويد ؟ ! غير مرا خداى ميخواند و با ديگرى جز از من خدائى نسبت مىكند ؟ ! عبد اللّه عبّاس گفت : آن جماعت كه گرد بر گرد او نشسته بودند پانصد مرد بودند از اشراف و بزرگان قوم كه خاصگيان وى بودند آنگه موسى گفت : بر سبيل استظهار [ ربّكم و ربّ آبائكم الاوّلين ] او خداى شماست و خداى پدران گذشته و پيشين شما ، و اين براى آن گفت تا معلوم ايشان كند كه فرعون در روزگار پدران پيشين ايشان نبود تا او خداى ايشان باشد و آنكه وقتى باشد و
هامش
( 1 ) - « محدث » بضمّ ميم و سكون حاء و كسر دال آفريننده و پديد آرنده و بفتح دال آفريده شده و پديد آمده را گويند .