مستوجب ملامت نباشم و « ضلال » اينجا بمعنى نسيان آمده چنان كه گفت : « أن تضلّ احديهما فتذكّر احديهما الاخرى » [ ففررت منكم ] چون شما قصد كشتن من كرديد آنگه كه از من آن قتل قبطى بخطا واقع شد من بترسيدم بر خود و بگريختم چون قوّت ايستادن نداشتم و از اينجاست اين حديث كه مثل شده است [ الفرار ممّا لا يطاق من سنن المرسلين ] گريختن از آنچه طاقت آن نيارند از سنّت پيغمبران مرسل است من چون بگريختم و برفتم خداى تعالى مرا حكمت داد و فهم و علم و از جملهء پيغمبران كرد و اين جواب آنست كه فرعون گفت :
[ أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً ؟ ]
چه اين سخن بر سبيل تحقير و تعجّب گفت كه : تو كودك و كوچك بودى و ما ترا بپرورديم و چند سال در سراى ما بودى ؛ امروز كار تو به جائى رسيده است كه گوئى : من پيغمبرم ، موسى عليه السّلام گفت : اين چه جاى تعجّب است چون خداى تعالى مرا علم و فهم و حكمت داد از من صلاحيت و اهليّت اين شناخت پس جاى انكار نباشد . آنگه گفت :
[ وَ تِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّها ]
فرّا گفت : اين اقرار است از او بنعمت كه او گفت : بلى ، اين نعمتى است ترا بر من كه تو بنى اسرائيل را ببندگى گرفتى و كودكان ايشان را بكشتى و با من اين نكردى ديگر مفسّران گفتند كه : اين انكار نعمت فرعون و منّت اوست ؛ گفت : اى اين نعمتى باشد كه تو به آن بر من منّت نهى ؟ ! چون بنى اسرائيل را ببندگى گرفتى و ايشان را اسير خود كردى ؛ و آنچه با ايشان كردى بحقيقت با من كردى ، كه هر چه با قوم كسى كنند از نيكى و بدى بحقيقت با وى كرده باشند . بعضى گفتند : معنى اينست كه موسى گفت كه : اگر تو بنى - اسرائيل را نميكشتى مادر و پدر من مرا پروردندى چه نعمت باشد ترا بر من به اين ؟ ! تو مادر و پدر مرا رها بايست كردن و ايشان را نترسانيدن ؛ تا ايشان بتربيت من قيام كردندى .
گفتند كه : مراد تذكير جنايت است . گفت : تو نعمت ياد ميكنى و جنايت فراموش ميكنى بتعبيد بنى اسرائيل و بندگى گرفتن ايشان . حسن بصرى گفت : معنى آنست كه : تو مال از كجا آوردى ؟ بنى اسرائيل را بنده گرفتى و مال ايشان بستدى و مرا به آن بپروردى آن نعمت نه از مال تو بود از مال بنى اسرائيل بود ، پس اين نعمت نباشد كه تو بر من دارى .