تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
در خبر است كه يكروز سائلى آمد و از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چيزى خواست رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : بنشين تا خداى تعالى چيزى بدهد در حال مردى در آمد و كيسهء پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنهاد و گفت : يا رسول اللّه اين چهار صد درم است بر گير و بمستحقّ ده ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سائل را گفت : بر گير كه اين چهار صد دينار است ، مرد گفت : يا رسول اللّه اين درم است دينار نيست ، ديگر باره گفت : بر گير كه چهار صد دينار است ؛ مرد گفت : يا رسول اللّه اين درم است زر نيست ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خشم گرفت و گفت : لا تكذّبنى فانّ اللّه صدّقنى ؛ مرا بدروغ زن مكن كه خداى تعالى مرا راستگوى كرده است آنگه سر كيسه بگشاد و بريخت چهار صد دينار بود مرد عجب بماند گفت : يا رسول اللّه بخداى كه ترا به حق بخلق فرستاد كه من درم درين كيسه كردم ، گفت : راست ميگوئى و ليكن چون بر زبان من چهار صد دينار برفت حق تعالى درم را در كيسه دينار گردانيد . اينجا اشاراتى است و ترا در آن اشارت بشارتى است و آن آنست كه اگر خداى تعالى بموافقت گفتار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درم در كيسه دينار گردانيد چه عجب باشد كه براى موافقت گفتار خود كه گفت :
[ فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ ]
سيّئات ترا در صحيفه حسنات گرداند
[ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ]
و خداى تعالى آمرزنده و مهربانست گناه را بيامرزد و به ثواب مبدّل گرداند .