تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 60

مساهمون:

ص٦٠
غرامت كرد و عذاب دوزخ را غريم ايشان كرد و دوزخ بد جاى قرار و مقام كردنى است دوزخيان را .

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 67 تا 70 ]

وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ( 67 ) وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً ( 68 ) يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً ( 69 ) إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 70 ) و آنان كه چون نفقه كنند اسراف نكنند و سخت تنگ باز نگيرند « 1 » نفقه را بر خود و عيال خود . بعضى از مفسّران گفتند : « اسراف » نفقه كردن باشد در معصيت و اگرچه اندك بود و « اقتار » منع حقّ خداى تعالى بود و اين قول عبد اللّه عبّاس است . و بعضى گفتند كه : « اسراف » آن باشد كه از اندازه بگذرد و « اقتار » آن باشد كه تقصير كند . صفت مؤمنان اين نيست ؛ آنست كه : ايشان ميانه نگاهدارند نه اسراف كنند و نه اقتار ؛ عيال برهنه و گرسنه نگاه ندارند و چندان نيز خرج نكنند كه مردمان گويند كه : او مسرفست . مقاتل گفت : اينان آنان باشند كه كسب از حلال كنند و نفقه ميانه كنند و آنچه فاضل باشد تقديم كنند و براى آخرت از پيش بفرستند زيد « 2 » بن ابى حبيب در وصف اصحاب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين گفت : ايشان طعام بلذّت و شهوت نخوردند و جامه از براى جمال و زينت نپوشيدند از طعام بسدّ جوع قناعت كردند چندانكه ايشان را قوّت باشد بر عبادت ، و از لباس چندانكه عورت پوش باشد و از سرما و گرما باز دارد .
[ وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً ]
و آنان كه با خداى خداى ديگر نگيرند و بدون او خداى ديگر نپرستند عبد اللّه مسعود گفت : از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدم كه : كدام گناه عظيمتر است ؟ - گفت : آنكه با خداى انباز گيرند و او
هامش
( 1 ) - ترجمهء « يقتروا » است كه ابو الفتوح ( ره ) نسبت به آن چنين گفته : « قرّاء خلاف كردند فى قوله[ وَ لَمْ يَقْتُرُوا ]اهل مدينه و شام « يقتروا » خواندند بضمّ ياء و كسر تاء من - الاقتار و كوفيان خواندند بفتح ياء و ضمّ تاء من « قتر يقتر » و باقى قرّاء بفتح ياء و كسر تاء و هر سه لغت است ( تا آخر كلام او ) » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « يزيد » ؛ طالب تحقيق خودش بمراجع رجوع كند .