تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 71 تا 77 ]

وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً ( 71 ) وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً ( 72 ) وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً ( 73 ) وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً ( 74 ) أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً ( 75 ) خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً ( 76 ) قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً ( 77 ) و هر كه توبه كند و عمل صالح كند و با خداى رجوع كرده باشد و به او گريخته يعنى هر كه ترك معاصى كرد و در عمل صالح شروع كرد او با خداى گشته است و با ثواب او آمده باز گشتى نيكو و پسنديده . و آنان كه ايشان حاضر نيايند بمجالس فسّاق كه در آنجا بفسق و فجور مشغول باشند و از باقر عليه السّلام روايت كرده‌اند كه مراد به زور سرود گفتن است و سماع كردن . علىّ ابن ابى طلحه گفت كه : [ زور ] گواهى دروغ است . مجاهد گفت : عيد مشركان است دليل قول آنان كه گفتند : مراد غنا و سرود و مزامير و رود است آنست كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده‌اند كه : چون روز قيامت باشد خداى تعالى گويد : كجااند آنان كه خويشتن را منزّه داشته‌اند و اسماع خود را از لهو و مزامير شيطان محفوظ داشته ايشان را در روضهاى مشك بريد « 1 » آنگه فريشتگان را گويد كه : بشنوانيد بندگان مرا تحميد و تمجيد و بگوئيد ايشان را كه : لا خوف عليهم و لا هم يحزنون و اصل « زور » آراستن به چيزى باشد به ظاهر كه باطن بر خلاف آن باشد و باطل به صورت حق نمودن
[ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ ]
و چون بگذرند بلغو كريم‌وار و بزرگ‌وار بگذرند . مقاتل گفت : چون از كفّار دشنام شنوند اعراض كنند و روى بگردانند ، بيانش
[ وَ إِذا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ ]
كلبى گفت : مراد بلغو معاصى است چون باهل لغو و معاصى بگذرند گام بر گيرند و بشتاب بروند و نفس خود را بزرگ دارند از آنكه توقّف كنند و با ايشان در آن كار شروع كنند . ابراهيم بن ميسره گفت كه : عبد اللّه مسعود جائى بگذشت كه قومى بلهو
هامش
( 1 ) - در غالب نسخ : « در صفهاى مشك بريد » و در تفسير ابو الفتوح ( ج 3 چاپ اوّل ص 109 ) نقلا از محمّد بن المنكدر فقيه معروف : « ايشان را در آوريد در روضهاى مشك » .