تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بما اقتدا كنند . ابو بصير گفت : در پيش امام جعفر صادق عليه السّلام گفتم :
[ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً ]
صادق عليه السّلام گفت : كارى بزرگ خواستى چنين است اين كه [ و اجعل لنا من المتّقين اماما ] يعنى براى ما از متّقيان و پرهيزگاران امامى و پيشوائى كن كه بوى اقتدا كنيم و اين همان است در معنى كه بعضى گفتند كه : اين از مقلوب كلام است يعنى [ و اجعل المتّقين ائمّة لنا ] متّقيان را پيشواى ما گردان . آنگه گفت :
[ أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا ]
ايشان را جزا و پاداشت درجه‌هاى بلند باشد در بهشت به آن صبرى كه كردند بر طاعات و ترك معاصى ؛ باقر عليه السّلام گفت : به آن صبرى كه كردند بر درويشى و نامرادى در دنيا
[ وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً ]
و باستقبال ايشان برند در بهشت و غرفه‌هاى بهشت خطاب نيكو و سلام ؛ فريشتگان بر ايشان سلام كنند و با ايشان سخنى گويند كه به آن خوشدل شوند و دعا كنند ايشان را به اين كلمه كه [ حيّاكم اللّه ] و گفتند كه : ملكى عظيمشان دهند و خلودى با سلامت از جملهء آفتها . آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را خطاب كرد و فرمود كه : اى محمّد بگو كه خداى هيچ مبالات نكند بشما و باك ندارد از شما و در هيچ حساب نيارد شما را اگر نه دعاى شما باشد او را يعنى آنچه شما را بنزديك او جاهى پديد آورده است دعاى شماست مجاهد گفت كه : معنى آنست كه [ ما يصنع بكم ربّى ] خداى من چه كند شما را و كجا برد اگر نه عبادت شما باشد بعضى ديگر گفتند : معنى آنست كه شما را بنزديك خدا منزلت بدعاست اگر دعاى شما نباشد خداى بشما مبالات نكند و باك ندارد از آنكه شما را هلاك كند . ديگرى گفت : معنى آنست كه خداى تعالى بندگان را گفت : من شما را نه بدان آفريدم كه مرا بشما حاجتى بود و ليكن از براى آن تا از من حاجت بخواهيد و دعا كنيد تا شما را بيامرزم و حاجت شما روا كنم و گفتند : معنى اينست كه خداى هيچ باك ندارد بشما اگر نه دعوت كردن شما بودى با اسلام و قبول كردن شما اسلام را و شما قبول نكرديد و پيغمبر را بدروغ داشتيد پس زود بود كه عذاب لازم شما شود در دنيا بتيغ مسلمانان در بدر ؛ يا در آخرت . عبد الله عبّاس گفت : [ موتا ] تكذيب شما مرگ خواهد بودن ، ابن جرير گفت : [ عذابا دائما ] جزاى كفر شما عذاب دايم خواهد بودن متتابع « 1 » .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « و قتلى بىدريغ و فنائى متتابع » .