تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
نيافريده‌اند پس ازين خواهند بودن گوئى كه من مىنگرم و ايشان را مىبينم من ايشان را دوست دارم و ايشان مرا دوست دارند ، ايشان نصيحت كنندهء يكديگر باشند و آنچه دارند بر يكديگر مبذول دارند ، و بنور خداى روند در ميان مردمان بر خفيه و تقيّه ؛ از مردمان پوشيده و كرانه گرفته ، مردم از ايشان بسلامت باشند و صابر و حليم باشند ، دلهاى ايشان بذكر خداى بود ، و مسجدها به نماز آبادان گردانند ، و بر كوچكان و زير دستان رحمت كنند ، و بزرگان را حرمت دارند ، و با يكديگر مواسات كنند ؛ توانگر ايشان بر درويش بذل كند و قوى بر ضعيف رحمت كند ، بيمار پرسيدن بپاى دارند ، و از پس جنازه‌ها بروند . در ميانهء آنكه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين سخن ميگفت يكى از حاضران گفت : يا رسول اللّه با بنده رفق كنند ؟ - گفت : كلّا ايشان را بنده نباشد و ايشان خدمت خود بنفس خود كنند و ايشان بر خداى تعالى گرامىتر از آن باشند كه دنيا بر ايشان فراخ كند . آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اين آيت برخواند
[ وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً
؛ الاية ] حسن بصرى چون اين دو آيت بخواندى گفتى : اين صفت روز ايشان است و صفت شب ايشان اينست كه : الّذين يبيتون لربّهم سجّدا و قياما ؛ بروز با مردمان معامله چنين كنند و معاشرت ؛ و چون شب درآيد به خدمت خداى چنين قيام كنند كه همه شب در نماز باشند گاهى در قيام و گاهى در سجود . عبد اللّه عبّاس : گفت هر كه او بشب دو ركعت نماز كند يا بيشتر از جملهء آنان باشد كه داخل‌اند درين آيه و از جملهء نماز شب كنندگان باشد و بعضى گفتند كه : مراد سنّت نماز شام و خفتن است
[ وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ ]
و آنان كه گويند بر سبيل تضرّع و خشوع كه : بار خدايا عذاب دوزخ از ما بگردان كه عذاب دوزخ هلاكتى دايم و لازم باشد « 1 » حسن بصرى گفت : اگرچه غريم الحاح كننده و ملازم باشد آخر هم مفارقت كند امّا دوزخ غريمى باشد كه به هيچ نوع مفارقت نكند محمّد بن كعب گفت : خداى با كافران انواع نعمت كرد شكر آن نگزاردند بر ايشان
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و [ غريم ] از اينجا گويند « وام دار » را كه ملازمت كند آن را كه وامش بر او باشد ، و فلان « مغرم » بفلان اذا كان مولعا به ، چون مولع باشد و از او صبر ندارد مفارقت نكند او را ( تا آخر كلام او كه طويل است ) .