زحل است ، و سرطان خانهء قمر ، و اسد خانهء آفتاب و اين دوازده برج چون منازل ستارگان است و در آنجا آمد و شد دارند تشبيه كرد آن را بكوشكها ، عطيّهء عوفى گفت : مراد ببروج كوشكهاست كه نگاهبانان و حرس از فريشتگان درو باشند بيانش قوله :
« و لو كنتم فى بروج مشيّدة » . ابو صالح گفت : بروج ستارگان بزرگاند « 1 »
[ وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً ]
و كرد درين آسمان چراغى يعنى آفتاب و ماهى تابان و روشن ، و اوست آن خدائى كه گردانيد شب و روز را از عقب يكديگر در آينده ؛ روز بر عقب شب و شب عقب روز . عبد اللّه عبّاس گفت : هر يكى را خليفهء ديگرى كرد روز را خليفهء شب و شب را خليفهء روز تا هر كسى كه كار دينى يا دنياوى از وى فايت شود بشب تلافى آن بكند بروز ؛ و اگر بروز فايت شود قضا بكند آن را در شب . شقيق گفت : مردى بنزديك يكى از صحابه آمد و گفت : مرا دوش نماز فايت شد ؟ - گفت : امروز قضا كن ؛ فانّ اللّه تعالى جعل اللّيل و النّهار خلفة لمن أراد ان يذّكر أو أراد شكورا
[ لِمَنْ أَرادَ ]
هر كسى را كه خواهد كه ذكر خداى كند و نماز كند و شكر وى گزارد و گفتند كه : معنى اينست كه خداى تعالى شب و روز را متعاقب گردانيد براى كسى كه خواهد تا نظر كند و بداند كه مر اين شب و روز را گردانندهء مىبايد و نقل كنندهء از حالى بحالى تا خواهد كه شكر كند مر خداى را بر توالى و تتابع نعمتش و آن آنست كه روز مىآرد تا بطلب روزى و معاش برخيزند و شب مىآرد تا ساكن ميشوند و آرام ميگيرند و بآسايش مشغول مىباشند . آنگه وصف بندگان خود كرد و گفت : بندگان خداى آنانند كه بر زمين با وقار و آرام و سكون روند با تواضع و خشوع نه بر سبيل تجبّر و تكبّر و خيلاء ؛ چون جاهلان بايشان خطاب كنند ايشان گويند : سلامت باد از شما ؛ مجاهد گفت : سلامت باد شما را ازو زر و و بال و گفتند كه : اين عبارت از مشاركت است يعنى يكديگر را گذاشتن و وداع كردن و ازينجا اين را « سلام وداع » خوانند يعنى ما شما را با شما گذاشتيم و در معرض جواب شما نمىآئيم و خطاب جاهلان سفاهت باشد و بىادبى ابو بريدهء أسلمى روايت كرد كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : قومى باشند از امّت من كه ايشان را هنوز
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) در اينجا مطالب ديگرى نيز هست هر كه خواهد مراجعه كند .