خداى تعالى بيان حال مشركان كرد و گفت : مىپرستند اين مشركان بدون خداى چيزى را كه ايشان را منفعت نتواند كردن و نكند و مضرّت نيز نكند از آنكه جماد است و كافر يار شيطان است و ياور اوست بر مخالفت فرمان خداى و گفتند : معنى اينست كه كافر هميشه بر خداى ذليل و حقير بوده است و خوار و انداخته بمنزلت اينكه كسى را پس پشت افكنند و به او ننگرند آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را گفت : [ و ما أرسلناك ] و ما ترا نفرستاديم الّا بشارت دهنده و ترساننده و كار تو اينست كه پيوسته كافران را از دوزخ بترسانى و مؤمنان را ببهشت بشارت دهى چون ايشان يعنى كافران گفت تو نمىشنوند و متابعت تو نميكنند بگو ايشان را كه : من از شما چيزى نميخواهم و مزدى طمع نميدارم و اين دعوت براى طمع مال شما نميكنم كه به من دهيد و ليكن آنكس كه او خواهد كه مال خود در رضاى خدا و طاعت او نفقه كند و به اين به خدا و ثواب او راهى جويد او را باشد كه بخداى راهى گيرد . آنگه گفت : اى محمّد تو توكّل و اعتماد كن بر خداى چنان كه فرمود : [ و توكّل على الحىّ الّذى لا يموت ] يعنى توكّل كن بر خداى كه زنده است و هرگز نميرد در دفع كردن شرّ اين كافران از نفس خود و تسبيح كن خداى را به حمد و ثنا و ستايش او و بگوى « 1 » الحمد للّه على آلائه و حسن بلائه ، و الحمد للّه على انعامه و احسانه و عظيم امتنانه « 2 » الحمد للّه كما هو أهله و مستحقّه .
در خبر است كه چون بنده بگويد : الحمد للّه كما هو اهله ؛ فريشتگان از نوشتن باز ايستند از حضرت عزّت خطاب آيد كه چرا نمىنويسيد ؟ - گويند :
خداوندا ما چه دانيم كه چيست آنچه تو اهل آنى از شكر ؛ تا آن را نويسيم ، خداى تعالى گويد : همچنين است كه او گفت ، بنويسيد كه جزاى آن من مىدهم
[ وَ كَفى بِهِ ]
و بسنده است خداى آگاه و دانا بگناههاى بندگانش و ايشان را از تو كفايت كند و جزاى گناه ايشان بايشان رساند
[ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ ]
آنخدائى كه بيافريد آسمانها و زمين را و آنچه در ميان آسمانها و زمين است در مدّت شش روز آنگه
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بمانند آنگه گويند » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « و عظيم شانه » .