تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بديد آمد كه در آن ميانه ناپيدا شدند ناگاه آواز على عليه السّلام شنيدم كه گفت : اللّه اكبر ، دانستم كه على عمرو را بكشت ، آنان كه با عمرو بودند بگريختند نوفل بن عبد اللّه در خندق افتاد مسلمانان دست به سنگ بر وى بگشادند ، على گفت : دور شويد و در خندق فرو رفت و با او بر آويخت ؛ و وى را نيز بكشت ، چون على باز گشت عمر خطّاب گفت : چرا درع عمرو باز نكردى كه در همهء عرب كسى چنان درع ندارد ؟ - گفت : نخواستم كه كشف عورت پسر عمّ خود كنم .
هامش
منم علىّ بن أبى طالب ، و معلوم است كه در حاقّ معنى اين اسم مبارك در اين محلّ شريف كه ذات مقدّس علوى است مستور است شجاعت و سخاوت و زهادت و شهامت و سائر صفات پسنديده آنچه ممكن است كه مخلوقى آن را دارا شود و توان او را تصوّر كرد ، پس هر شجاعى را هر كس در هر موردى بهر چه تشبيه كرد يا توان تشبيه نمود اينجا مورد واضح و صادق اوست پس مراد از كلام آن حضرت كه « منم على » آن خواهد بو مثلا كه : منم صاحب آن قلب شجاعى كه مجمع تمام قوّتها و شجاعتهاى شيران بيشه است . و هكذا آنچه بر اين نسق سخن گفته شود ، و اين بابى است وسيع و متعارف و در كلام خداوند تبارك و تعالى نيز يافت مىشود ( تا آخر كلام او ) » . چرا عمرو را فارس يليل مىگفتند ؟ - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج و ديگران در كتب ديگر گفته‌اند : « عمرو در شجاعت مشهور بود و او را با هزار سوار برابر ميكردند و در حرب بدر داد شجاعت داده بود و مشهور و معروف اهل عرب گشته و او را فارس يليل ميگفتند به جهت آنكه بنو بكر كه عدد بىشمار بودند در يليل كه واديى است قريب ببدر بر او و بر گروه او تاختند ، وى قوم را گفت : برويد و مرا با اين جماعت وا گذاريد ، پس به تنهائى در مقابل آنها درآمد و همه را مغلوب ساخت و از اين جهت او را باسم آن موضع نام نهادند » ناگفته نماناد از اينكه پيغمبر خاتم ( ص ) ضربت على ( ع ) را كه در همين غزوهء خندق بر عمرو زده افضل از عبادت اصحاب خود يا امّت خود و در بعضى ديگر نيز بقريب به اين تعبيرات معرّفى نموده است چنان كه روايات معتبرهء صحيحه به آن ناطق است حتّى مضمون بعضى از آنها اين است كه : ضربة على يوم الخندق أفضل من عبادة الثقلين ؛ معلوم مىشود به اين كه اين مبارزهء أمير المؤمنين چه مقامى داشته است و شرح اين مطلب مستلزم تأليف رسائل بلكه كتبى است « بايد درين حديث نوشتن كتابها » پس طالب تفصيل بمفصّلات مراجعه كند زيرا علماى ما رضوان اللّه عليهم داد سخن را در اين مقام داده‌اند .