او را مخلّد در زندان كرده باشد .
[ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ ]
و بچشيد عذاب جاودانه به آنچه كرديد در دنيا از معاصى .
كعب الاخبار گفت : چون روز قيامت خلق را در صعيد سياست بدارند و حساب آغاز كنند و اهل دوزخ را بدوزخ سپارند و اهل بهشت را ببهشت ، فريشتگان بر خيزند و شفاعت كنند مقبول باشد و گروهى را بشفاعت ايشان از دوزخ بيرون آرند ، و گروهى را بشفاعت پيغمبران از دوزخ بيرون آرند ، و گروهى را بشفاعت شهيدان ، و گروهى را بشفاعت مؤمنان « 1 » ، آنگه رحمت بيايد و گويد : بار خدايا مرا نيز شفاعت ميرسد ؟ - گويد : بلى ؛ شفاعت كن ، گويد : در حقّ كه ؟ - گويد : در حقّ بندهء و پرستارى كه مرا ياد كرده باشد در مقامى ، يا از من بترسيده باشد ، يا به من اميد بخشايش داشته باشد ، يا در همهء عمر مرا يك بار خوانده باشد بخوف يا بر جا ؛ او را از دوزخ بر آر ، ايشان را از دوزخ بر آرند جمله تا كه در دوزخ بنماند مگر كسى كه خداى تعالى به او مبالات نكند آنگه بفرمايد تا در دوزخ ببندند پس از آن هيچ راحت درو نشود ، و هيچ غم ازو بيرون نيايد ، فريشتگان در آن وقت گويند :
[ فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا
؛ الاية ] آنگه گفت :
[ إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا ]
حق سبحانه و تعالى درين آيت ذكر مؤمنان مىكند و ميگويد : بحقيقت ايمان آنان آرند بآيات ما كه چون ايشان را تذكير كنند و ذكر من ياد دهند بر روى در آيند به سجده ، و تسبيح كنند به حمد و ستايش خداى خود ، و استنكاف نكنند و گردنكشى ننمايند .
نزديك اصحاب ما اينجا يك سجده بر خواننده و بر گوش فرا دارنده واجب است و بر سامع واجب نيست « 2 » .
هامش
( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « تا آنگه كه شفاعت شفيعان برسد » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) چنين گفته : « و بنزديك اصحاب ما اين جايگاه سجده واجب است بر خواننده و مستمع ؛ اما سامع بر او واجب نيست » و مولى فتح الله ( ره ) در منهج الصادقين ضمن بحثى نسبت به سجده و وجوب و استحباب آن گفته : « و بدانكه واجب است در سجدات عزائم اربع وضع جبهه و سجود بر اعضاى سبعه ؛ اما طهارت و ذكر و تشهد و تسليم و استقبال قبله بر قول اقوى واجب نيست ، اما ذكر در او مندوب است و صورت ذكر آن بر اين وجه است كه صدوق رحمه اللّه روايت كرده در امالى و آن اين است كه ؛ لا إله إلّا اللّه حقّا حقّا ، لا إله الّا اللّه تعبّدا و رقّا ، لا إله الّا اللّه ايمانا و تصديقا ، سجدت لك يا ربّ تعبّدا ورقا ، لا مستنكفا و لا مستكبرا بل أنا عبد ضعيف ذليل خائف مستجير ( انتهى كلام صاحب الكنز ) » و مرادش به صاحب الكنز فاضل مقداد ( ره ) است كه كنز العرفان از جملهء تصنيفات اوست .