[ سوره السجده ( 32 ) : آيات 10 تا 12 ]
وَ قالُوا أَ إِذا ضَلَلْنا فِي الْأَرْضِ أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ ( 10 ) قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ ( 11 ) وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ ( 12 )
اين منكران بعث و نشور گفتند بر سبيل انكار كه : هى چون ما نيست شويم و پوسيده گرديم در زمين ما را ديگر باره خلق نو خواهند آفريد ؟ ! و اعادت خواهند كرد ؟ ! نه كه ايشان بلقاى خداى و ثواب و عقاب او كافرند و باز گشت را با سراى آخرت منكرند بگو ايشان را اى محمّد كه : جان شما بر دارد ملك الموت كه او را بر شما موكّل كردهاند براى قبض ارواح شما .
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : شب معراج كه مرا به آسمان بردند همهء فريشتگان در روى من ميخنديدند با طاقت وجه و بشاشت ؛ فريشتهء ديدم با سهم و هيبت بر كرسىاى نشسته و لوحى در دست گرفته در وى مىنگريد ، بر وى سلام كردم جواب داد و در روى من تبسّم نكرد و چشم با لوح افكند ، من گفتم : يا جبرئيل اين فريشته كيست كه هيچ بشاشتى ننمود ؟ گفت : اين ملك الموت است تا خداى تعالى او را بيافريده است نخنديده است ، من بنزديك وى شدم و گفتم : يا ملك الموت تو بيك ساعت بهمهء جهان چگونه رسى ؟ - گفت : اين جهان در پيش من چنانست كه خوانى « 1 » در پيش كسى نهاده چنان كه دستش بهر كجا كه خواهد برسد و نيز مرا اعوانان « 2 » باشند از فريشتگان رحمت و عذاب ؛ آنجا كه خواهم ايشان را فرستم ، گفتم : اين لوح چيست ؟ - گفت : بر اين لوح نام آنانست كه آجال ايشان درين سال خواهد بود من مينگرم هر كه را وقت در آمده باشد جان او بردارم .
شهر بن حوشب گفت : روزى ملك الموت نزديك سليمان شد از همنشينان
هامش
( 1 ) - در برهان قاطع گفته : « خوان به او او معدوله بر وزن نان كنايه از خوردنى و مائده باشد و طبق بزرگى را نيز گويند كه از چوب ساخته باشند چه طبق كوچك را خوانچه گويند » .
( 2 ) - « أعوانان » جمع الجمع است يعنى از قبيل « اصحابان » و « أبدالان » كه مكرّر گذشته است و در بعضى موارد توضيحى در ذيل صفحه داده و شواهد استعمال آن را ياد كردهايم .