يقينى حاصل شد اگر اين حال ايشان ببينى كارى عظيم و واقعهء سخت ديده باشى « 1 » .
[ سوره السجده ( 32 ) : آيات 13 تا 15 ]
وَ لَوْ شِئْنا لَآتَيْنا كُلَّ نَفْسٍ هُداها وَ لكِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ ( 13 ) فَذُوقُوا بِما نَسِيتُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا إِنَّا نَسِيناكُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 14 ) إِنَّما يُؤْمِنُ بِآياتِنَا الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِها خَرُّوا سُجَّداً وَ سَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ هُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ( 15 )
ما اگر خواهيم هر نفسى را هدايت توانيم دادن بر سبيل قسر و قهر تا اوعند آن ملجأ شود بايمان و ليكن مصلحت در تكليف خلاف اين اقتضا مىكند چه مكلّف مىبايد كه به اختيار خود ايمان آورد تا مستحقّ مدح و ثواب باشد و ليكن گفتار من سابق شده است و واجب كه دوزخ را پر گردانم از آدميان و پريان ؛ و هو قوله تعالى لإبليس :
[ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ ]
و تقديم اين قول براى آن بود كه عالم بود باستحقاق عذاب ايشان
[ فَذُوقُوا ]
پس گويند اهل دوزخ را كه : بچشيد بجزاى آنچه فراموش كرديد فرمان خداى را كه ما نيز شما را فراموش كرديم « 2 » در دوزخ و رها كرديم تا از جملهء فراموشكاران شويد يعنى با شما معاملهء فراموشان كنيم و اين كنايت بود از طول عذاب چنان كه يكى از ما گويد : فلان در زندان از فراموشان است چون
هامش
( 1 ) - اشاره به آنست كه جواب [ لو ] محذوف است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته :
« و جواب [ لو ] از كلام محذوف است و تقدير آنكه [ لرأيت امرا فظيعا ] اگر اين بينى كارى عظيم ديده باشى » .
( 2 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 4 چاپ اوّل ؛ 285 ؛ س 12 ) :
« و نسيان را كه مضاف است با خداى تعالى چند تأويل باشد يكى - ترك كه [ نسيان ] در كلام عرب « ترك » باشد .
دوم - آنكه با ايشان معاملهء فراموشان كند از طول عذاب چنان كه يكى از ما گويد :
فلان در زندان از فراموشان است چون او را مخلّد در زندان كرده باشند .
ديگر آنكه - مراد جزاى نسيان است ، آن را « نسيان » خواند بر طريق ازدواج كقوله : و مكروا و مكر اللّه ، و اللّه يستهزئ بهم ، و قوله : فاعتدوا عليه به مثل ما اعتدى عليكم »