تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
او در يكى چند بار نگاه كرد چون برفت آن مرد گفت : يا رسول اللّه اين مرد كه بود ؟ - گفت : ملك الموت بود ، مرد گفت : در روى من بسيار نگريست ترسم كه مرا اجل نزديك رسيده باشد ، باد را بفرماى كه مرا به زمين هند برد سليمان فرمود باد را كه : او را به زمين هند برد ، روز ديگر ملك الموت پيش سليمان آمد سليمان گفت : يا ملك الموت ديروز در فلان مرد از همنشينان من بسيار نگاه ميكردى چرا ؟ - گفت : تعجّب آن را كه خداى تعالى مرا فرموده بود كه : جان او را به زمين هند بردارم و من او را بر تو ديدم ، گفت : پس چه كردى ؟ - گفت : جانش را برداشتم ندانم تا چون رسيد بمدّتى نزديك آنجا ، و هو قوله صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : اذا اراد اللّه قبض روح عبد بأرض جعل له فيها حاجة ؛ چون خداى تعالى خواهد تا جان بندهء بزمينى بردارد او را در آن زمين حاجتى بديد كند « 1 »
[ وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ]
و اگر بينى اى محمّد چون گناهكاران بنزديك خداى سرها در پيش افكنده باشند از شرم گناهان كه كرده باشند و ميگويند كه « 2 » : بار خدايا بديديم و بشنيديم ما را بار ديگر با دنيا بر تا عمل صالح كنيم كه ما را علم
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) بعد از نقل اين حديث گفته ( ج 4 چاپ اوّل ؛ س 19 ) : « اگر گويند : چگونه جمع كنى ميان اين آيات تا مناقض نشود « اللّه يتوفّى الانفس حين موتها » و قوله : « قل يتوفّاكم ملك الموت » و قوله : « توفّته رسلنا » و قوله : « و هو الّذى يتوفّاكم باللّيل و النهار » يك جاى ميگويد : جانها من بردارم ، يك جا ميگويد : ملك الموت بردارد ، و يك جا ميگويد : فرشتگان ، و يك جا ميگويد : بشب جانها بردارم ، نه اين ظاهرا مناقضه است ؟ جواب گوئيم : أمّا توفّاى فرشتگان بمعنى قبض و نزع باشد ، و امّا توفّاى ملك الموت بمعنى دعوت و اشارت باشد كه در خبر چنين است كه او دعا كند و جانها او را اجابت كنند ، و توفّاى خداى تعالى بتخريب بنيهء حيات باشد ، و توفّى الليل مراد خواب اوست آن را توفّى خواند بر سبيل مجاز ، و [ توفى ] تمام بستدن باشد ؛ يقال : توفّيت الشىء و استوفيته » . ( 2 ) - اشاره به آنست كه [ يقولون ] در اينجا محذوف است ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ رَبَّنا أَبْصَرْنا ]أى يقولون : ربّنا ؛ اين از جملهء آن جايهاست كه قول محذوف باشد آنجا ؛ ميگويند : بار خدايا ما بديديم و بشنيديم[ فَارْجِعْنا ]ما را با دنيا بر تا عمل صالح كنيم » .