تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و تعالى تدبير مىكند كارهاى دنيا را از آسمان تا به زمين در مدّت مقام أيّام بقاى دنيا ، آنگاه مرجع كارها با وى بود پس از انقطاع و انقضاء أيّام دنيا در روزى « 1 » كه مقدار او هزار سال بود و آن روز قيامت است . و روا باشد كه اين خبر بود از شدّت أهوال قيامت بر طريق مبالغت ؛ چه عرب ايّام شدّت را به طول وصف كند و أيّام سرور را بقصر « 2 »
[ ذلِكَ عالِمُ الْغَيْبِ ]
اوست كه داناى نهان و آشكارست و عزيز و بخشاينده است آن خداى كه نيكو گردانيد هر چيزى را آفرينش « 3 » او ؛ همه را محكم و متقن آفريد و هر يكى را صورتى ديگر داد بحسب مصلحت ، و ابتداى خلق آدم از گل كرد آنگه نسل و فرزندان او بيافريد از سلالهء آب حقير و خوار ، آنگه راست گردانيد او را و در دميد درو جان را ، آنگه التفات كرد و گفت :
[ وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ ]
و بيافريد شما را شنوائى و بينائى گوشى شنونده و چشمى بيننده و دلى داننده ؛ با اينهمه نعمت اندك شكر ميكنيد خداى را .
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « روزگارى » . ( 2 ) - عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است : « و روا بود كه اين خبر بود از اهوال او و شدّت او بر طريق مبالغت ، چو عرب ايّام شدّت و مكاره را به طول وصف كنند و ايّام سرور را بقصر ؛ و اين شايع است بنزديك عرب و عجم در نظم و نثر ايشان ؛ فقال بعضهم :شكونا الى أحبابنا طول ليلنا * فقالوا لنا : ما أقصر الليل عندناو اين معنى برفته است جاى دگر » . ( 3 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ ]آن خدائى كه نيكو كرد هر چيزى را[ خَلَقَهُ ]نافع خواند و اهل كوفه[ خَلَقَهُ ]على فعل الماضى و معنى آن باشد كه نيكو آفريد آنچه آفريد ، و قوله[ خَلَقَهُ ]بر اين قرائت جملهء باشد از فعل و فاعل در محلّ جرّ بر صفت[ شَيْءٍ ]، و باقى قرّاء [ خلقه ] خواندند آنگه در وجه اعراب و معنى او خلاف كردند و قول نيكوتر آنست كه نصب او بر بدل بود بدل الاشتمال و تقدير أحسن خلق الشىء ، و مثله قوله : يسألونك عن الشهر الحرام قتال فيه ؛ أى عن قتال الشهر ، و مثله قول الشاعر :لقد كان فى حول ثواء ثويته * نقضىّ لبانات و يسأم سائماى فى ثواء حول ثويته . عبد اللّه عبّاس گفت : مراد باحسان احكام و اتقان است چو در خلق او بعضى آنست كه صورت نيكو ندارد جز آنست كه محكم خلق و متقن است بحسب مصلحت قتاده گفت : معنى آنست كه بعلم آفريد ؛ من قولهم : فلان يحسن هذه الصنعة ؛ أى يعلمها » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 283 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)