كه روح چيست ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد : و يسئلونك عن الرّوح قل الرّوح من أمر ربّى ؛ چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بمدينه رسيد احبار جهودان پيش وى آمدند و گفتند : اى محمّد تو ميگوئى
[ وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ]
؛ به اين ما را ميخواهى يا قوم خود را ؟ - گفت :
همه را ، گفتند : نه در كتاب تو هست كه ما را توراة دادند و در آنجا همه علمى هست ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : با آنكه درو علم بسيار هست باضافت با علم خداى اندك است ، گفتند :
نه تو ميگوئى كه : و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا ؛ هر كه او را حكمت دادند او را خير بسيار دادند ؟ ! و اين علم اندك نباشد ؟ - خداى تعالى اين آيت فرستاد ؛ گفت : اگر هر چه در زمين درخت است قلمها باشد « 1 » و دريائى كه محيط عالم است دوات ، و هفت درياى ديگر پس ازو مدد دهد او را بمداد تا منقطع نگردد و كلمات خداى را مىنويسند قلما شكسته گردد و بنماند و درياها نيست گردد و كلمات خداى وابنرسد « 2 » و نوشته نگردد و اين كلمات عبارتست از معلومات و مقدورات خداى و چون معلومات خداى و مقدورات او نامتناهى باشد كلماتى كه از آن عبارت باشد نامتناهى باشد ، آنچه متناهى باشد وابرسد و نامتناهى هرگز وانرسد ، و خداى تعالى عزيز و حكيم است عزّت ازو جويند و حكمت ازو يابند « 3 »
[ ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ ]
ردّ كرد بر قومى كه گفتند : خداى تعالى اين چندين خلايق چگونه زنده گرداند ؟ ! ندانستند كه اوست آن خداى كه قليل و كثير به نسبت با قدرت وى متساوى است فعلى از فعلى وى را مشغول نگرداند ، و كارى از كارى وى را منع نكند ، گفت : نيست باز آفريدن و برانگيختن شما از گور الّا چون آفريدن و برانگيختن يك نفس ؛ از آنكه وى را آفريدنى از آفريدنى منع نكند ، و به روى هيچ چيز دشوار نيايد چه او شنوا و بيناست ؛ همهء مسموعات شنود و همهء مبصرات بيند ، و هيچ يكى از ديگرى وى را منع نكند ، و همچنين جملهء خلايق را بيك دفعه زنده گرداند كه يكى از ديگرى وى را مشغول نگرداند ، آنگه گفت :
[ أَ لَمْ تَرَ ]
اى نمىبينى و نميدانى كه خداى تعالى شب را
هامش
( 1 ) - در بعضى نسخ : « اگر هر چه در زمين است از درخت قلم باشد » .
( 2 ) - در بعضى نسخ : « بنهايت نرسد » و « وارسيدن » و « واته رسيدن » بمعنى نهايت رسيدن و پايان يافتن است چنان كه در سابق گفتهايم .
( 3 ) - در غالب نسخ : « دانند » و در يك نسخه : « دانند و يابند » .