بىعلمى و دانشى و بىهدايتى و كتابى روشن
[ وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ ]
و چون گويند او را و امثال او را كه : متابعت كنيد آن را كه خداى تعالى فرو فرستاد از قرآن گويند كه : ما پسر وى آن كنيم كه پدران خود را بر آن يافتهايم ، بگوى ايشان را كه : هى « 1 » پسر وى پدران خواهيد كرد اگرچه ايشان را ديو با راه دوزخ و عذاب آتش سوزان دعوت كند .
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيات 22 تا 25 ]
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى وَ إِلَى اللَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُورِ ( 22 ) وَ مَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 23 ) نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلاً ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ إِلى عَذابٍ غَلِيظٍ ( 24 ) وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 25 )
و هر كه روى با خداى آرد و گردن نهد فرمان وى را و او نيكوكار و مخلص بود و طاعت خاصّ و خالص براى وى كند بدرستى كه او دست در انگلهء « 2 » محكم و دست آويز استوار زده باشد كه هرگز شكسته نگردد و منقطع نشود و سر انجام كارها همه با خداست . آنگه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر سبيل تسليت گفت تا دلخوش گردد : اى محمّد هر كه كافر شود نبايد كه كفر او ترا اندوهگن گرداند كه مرجع و باز گشت ايشان با ماست ما ايشان را خبر دهيم بدانچه كرده باشند حساب ايشان بكنيم و جزاى
هامش
( 1 ) - در سابق مكرّر گفتهايم كه [ هى ] و [ اى ] را اين مفسّر ( ره ) در جاى « آيا » به كار ميبرد .
( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « انگله بفتح ثالث بر وزن حنظله گريبان و تكمهء كلاه باشد و بعضى گويند كه : حلقه ايست كه تكمه و گوى را از آن بگذرانند » . و « انگوله » بر وزن زنگوله و « انگول » بر وزن مقبول نيز به همين معنى است چنان كه در همان كتاب تصريح كرده است ؛ و در منتهى الارب گفته : « عروه بالضمّ گوشه و جاى گرفت دلو و كوزه ، و عروة الثوب تكمهء جامه كه اخت زره است » ؛ ابو الفتوح ( ره ) گفته : «[ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ]او دست بجانبى منيع و ركنى وثيق زده باشد كه اين باشد كه منقطع و منهدم نشود عبد اللّه عبّاس گفت : [ عروة الوثقى ] گفتن[ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ] *باشد ، و [ عروه ] در كلام عرب طرف و جانب باشد ، و انگلهء پيراهن را براى آن عروه گويند كه بر طرف باشد و [ وثقى ] تأنيث [ أوثق ] باشد » .