[ سوره لقمان ( 31 ) : آيات 20 تا 21 ]
أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدىً وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ ( 20 ) وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعِيرِ ( 21 )
اى نمينگريد و نمىبينيد كه خداى تعالى مسخّر گردانيد براى شما آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است ؛ در آسمان از آفتاب و ماه و ستارگان و ابر و باد و باران ، و در زمين از جمادات و حيوانات و دريا و كشتى و غير آن ، و تمام گردانيد بر شما نعمت آشكارا و نعمت پنهان [ نعمت ظاهر ] و [ نعمت باطن ] « 1 » ؛ [ نعمت ظاهر ]
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 275 - 277 ) :
«[ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً ]أبو عمرو حفص و نافع و ابو جعفر خواندند [ نعمه ] بر جمع نعمت و اضافت با ضمير نام خداى و باقى قراء بتاء منّون بر واحد .
در معنى آن بسيار قولها گفتند :
مجاهد گفت : و سفيان : آن نعمت گفتن[ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ ] *است و توحيد ، و عبد اللّه عبّاس گفت : [ نعمت ظاهر ] دين است و حسن الحال ؛ و [ نعمت باطن ] نعمتى است كه خداى داند ، مقاتل گفت : [ نعمت ظاهر ] اين خلق مستوى است و روزى و اسلام ؛ و [ باطن ] آنچه خداى پوشد از گناه بنى آدم و پرده بر نميدارد و اطّلاع نميدهد كسى را بر آن ، و عقوبت نميكند بنده را بر آن ، ضحّاك گفت : [ نعمت ظاهر ] حسن صورت است و امتداد قامت و تسويت اعضاء ؛ و [ نعمت باطن ] معرفت است ، محمّد بن كعب گفت : [ نعمت ظاهر ] محمّد است عليه السلام ؛ و [ باطن ] معرفت است ، ربيع گفت : [ ظاهر ] جوارح است ؛ و [ باطن ] دل ، عطاء خراسانى گفت : [ نعمت ظاهر ] تحقيق شرايع است ؛ و [ باطن ] شفاعت ، مجاهد گفت - ( در صدر اقوال قول مجاهد نقل شد پس گويا اين قول نظر دوم اوست . ) - : [ نعمت ظاهر ] اظهار اسلام است و نصرت بر دشمنان دين ؛ و [ باطن ] مدد فرشتگان است ، ضحّاك گفت : عبد اللّه عبّاس را پرسيدم ازين آيت ؛ گفت : من از رسول خداى پرسيدم رسول عليه السلام گفت : امّا [ نعمت ظاهر ] اسلام است و حسن خلق و روزى ؛ و [ نعمت باطن ] پرده كه بر تو و گناه تو فرو گذاشت ؛ آنگه گفت : يا ابن عبّاس خداى تعالى مرا گفت : من مؤمن را سه خير دادم يكى آنكه بعد از انقطاع عملش دعاء مؤمنان با او صرف كنم تا كفّارت گناه او باشد ، و دوم در مرگ ثلث مال او را دهم تا بخيراتى كند ، سهام پردهء به او فرو پوشيدم و گناهان او را بپوشانيدم كه اگر بعضى از آن مردم را آشكارا شدى