است و بيانى و لطفى كسانى را كه نيكو كارانند ؛ آن كسانى كه نماز بپاى دارند و زكات بدهند و به ثواب آخرت بيقين باشند ايشان بر راه راستند از خداى خود ، و ايشانند كه رستگارانند و ظفر يافتگان .
[ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ ]
از جملهء مردمان كس هست كه او سخن باطل ميخرد سخنى كه شنيدن او از خير مشغول ميگرداند براى آن ميخرد تا مردمان را گمراه گرداند بىعلمى و دانشى .
مقاتل و كلبى گفتند كه : « 1 » آيت در نضر بن الحارث آمد كه او بپارس رفتى بتجارت ؛ آنجا كتابهاى اخبار و قصص پارسيان و سير و مقامات و حروب ايشان بخريدى و با مكّه آمدى و بر مشركان ميخواندى و ميگفتى : آنچه محمّد ميگويد هم ازين جنس است آن قصّهء عاد و ثمود است و اين قصّهء رستم و اسفنديار ؛ و عرب را آن خوش آمدى براى آنكه غريب بود بدان مشغول ميشدند و سماع قرآن رها ميكردند . مجاهد
هامش
( 1 ) - مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين نسبت بشأن نزول آيه گفته :
« از مقاتل و كلبى مرويست كه نضر بن حارث بطريق تجارت بجانب فارس رفته بود و قصّهء رستم و اسفنديار و بهرام خريده در مجامع قريش بنوعى بمسامع ايشان ميرسانيد كه همه شيفته و فريفته ميشدند و به جهت اشتغال به آن سماع قرآن را ميگذاشتند و نضر بن حارث بر وجه عناد و انكار لاف مىزد كه اگر محمّد از قصّهء عاد و ثمود و عظمت ملك سليمان و داود خبر ميدهد من از سعت مملكت و فورا بهمّت ملوك عجم و اكاسره و قياصره سخن ميگويم حق تعالى آيت فرستاد كه : و من النّاس من يشترى ( الآيه ) » .
پوشيده نماناد كه شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) در كتاب النقض كلامى شبيه بموضوع مورد بحث ذكر كرده است و نگارنده نيز در ذيل كلام وى آنچه بمناسبت مقام لازم دانسته از احاديث اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و از كلمات علماى اعلام و فقهاى اسلام رضوان اللّه عليهم نقل نموده است هر كه طالب باشد به آن جا مراجعه كند ( ص 34 - 36 ) .