تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨

[ سوره الروم ( 30 ) : آيات 55 تا 57 ]

وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ يُقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَيْرَ ساعَةٍ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ ( 55 ) وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَ الْإِيمانَ لَقَدْ لَبِثْتُمْ فِي كِتابِ اللَّهِ إِلى يَوْمِ الْبَعْثِ فَهذا يَوْمُ الْبَعْثِ وَ لكِنَّكُمْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 56 ) فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ الَّذِينَ ظَلَمُوا مَعْذِرَتُهُمْ وَ لا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ( 57 ) و آن روز كه قيامت برخيزد كافران سوگند خورند كه ايشان در دنيا درنگ و مقام نكردند الّا يك ساعت و اين بر سبيل مبالغت گويند نه بر طريق حقيقت « 1 » مقاتل و كلبى گفتند : يعنى ما در گور مقام نكرديم الّا يك ساعت ؛ چه ايشان گمان برند كه يك ساعت در گور بوده‌اند براى اينكه ايشان مرده باشند و از مرور ايّام خبر ندارند و اين خبر از گمان و اعتقاد خود دهند
[ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ ]
آرى در دنيا همچنين دروغ گفته‌اند كه امروز ميگويند
[ وَ قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ]
و گفتند آنان كه ايشان را علم و ايمان داده‌اند كه : شما درنگ كرديد در كتاب خداى كه لوح محفوظ است و در حكم و علم وى تا روز بعث پس اين روز بعث و قيامت است و ليكن شما ندانستيد كه شما را زنده خواهند كردن و ايمان نياورديد ببعث و نشور
[ فَيَوْمَئِذٍ ]
پس آن روز سود نكند آنان را كه كافر و ظالم شدند عذر خواستن ايشان و ايشان را راضى و خوشدل نگردانند .
هامش
( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) گفته : ( ج 4 چاپ اوّل ؛ ص 266 ؛ س 3 ) : « و اين بر سبيل مبالغت گويند نه بر طريق حقيقت از دو وجه را : يكى آنكه - آنچه پوسيده باشد و فانى شده اگرچه بسيار باشد آن اندك بود چه آن ساعت ناچيز بود . دگر آنكه با اضافت با بقاء ابد و عذاب ابد يك ساعت باشد . مقاتل و كلبى گفتند : يعنى ما در گور مقام نكرديم جز يك ساعت ؛ چه ايشان گمان بردند كه در گور يك ساعت بوده‌اند براى آنكه ايشان مرده باشند از مرور ايام و اعوام خبر ندارند پس ايشان خبر از گمان و اعتقاد خود دهند و چون چنين باشد اين خبر اگرچه مخبر بخلاف خبر باشد قصد ايشان نه دروغ باشد و بر اين تأويل سؤال سائل ساقط شود كه گويد : روا نبود كه ايشان دروغ گويند و ايشان ملجأ به ترك قبايح باشند[ كَذلِكَ كانُوا يُؤْفَكُونَ ]در دنيا دروغ همچنين گفتندى ، و الافك الكذب ؛ يقال : افك الرجل أى كذب كأنّه صرف عن الصدق و وجه الحق ، و اصل الافك الصرف » .